اذا انتهوا اليه سد عليهم و فتح لهم باب آخر فى موضع آخر فيقلبون اليه من النار مسرعين حتى اذا انتهوا اليه سد عليهم فيضحك المؤمنون منهم »
( به روى كفار در حالى كه در آتشند درى از بهشت باز مىشود پس از آتش شتابان به طرف آن ميروند وقتى رسيدند بر آنان بسته مىشود ، و از موضع ديگر درى از بهشت باز مىشود باز به طرف آن شتابان ميروند و وقتى رسيدند بسته مىشود ، پس مؤمنان به آنان ميخندند ) 3 - مراد از استهزاء ، استدراج باشد كه خداوند آنان را مهلت دهد تا در معصيت و طغيان ازدياد كنند و اينان گمان ميكنند خدا خير آنان را خواسته و سپس به عذاب سخت گرفتار كند و بنا بر اين جملة
« وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
تفسير و بيان آنست 4 - مراد از استهزاء الهى مكافات عمل آنها در دنيا باشد كه همين طور كه اين منافقان مؤمنانرا استهزاء ميكنند خداوند آنان را باستهزاء و سخريه ديگران مبتلا و گرفتار خواهد نمود مانند ظلم كه نتيجه آن در دنيا دامنگير ظالم مىشود و بالاخره دست مكافات گلوى او را بدست ظالم ديگر ميفشارد و نسبتش به خداوند از جهت اينست كه تمام امور در تحت مشيت و اراده اوست
( امر هفتم )
در بيان جمله
« وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ »
:
مدّ بمعنى زياد نمودن چيزى است چنان كه گويند « مدّ الجيش » يعنى لشگر را زياد نمود براى مدد و كمك و تقويت سابقين ، و از همين قبيل است مدّ دوات و مدّ سراج و مدّ نهر ، و مدّ بمعنى بسط است مانند آيه شريفه
هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ
« 1 » ( اوست خدايى كه زمين را گسترد و در آن كوهها قرار داد ) و مدّ بمعنى طول و كشش است مثل آيه شريفه
هامش
( 1 ) . سوره رعد آيه 3