بعد قتل عثمان طمعا فى ان يجعل كليهما واليا على ولاية لا طوعا و لا رغبة و لا كرها و لا اجبارا ، فلما ايسا من ذلك من علىّ عليه السّلام نكثا العهد و خرجا عليه و فعلا ما فعلا الخبر »
ترجمه واضح است و اصحاب عقبه بنا بر آنچه در بحار الانوار از خصال صدوق از حذيفه روايت كرده كه حذيفه گفت كسانى كه شتر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در مراجعت از غزوه تبوك رم دادند چهارده نفر بودند « ابو الشرور ، ابو الدواهى ، ابو المعارف ( معاوية ) ، ابوه ( ابو سفيان ) ، طلحة ، سعد بن ابى وقاص ، ابو عبيده ، ابو الاعور ، مغيره ، سالم مولى حذيفه ، خالد بن وليد ، عمرو بن عاص ، ابو موسى اشعرى ، عبد الرحمن بن عوف ، و آيه شريفه
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
« 1 » درباره اينها نازل شد و ممكن است منشأ اظهار ايمان منافق هر سه جهت از جهات فوق يا دو جهت از آنها باشد چنانچه اشخاص سياسى هميشه خود را برنك اجتماع در مى آورند و پس از آن بر خر مراد سوار ميشوند و براى اينكه نيرويى هم پشتيبان آنها باشد با دشمنان و بيگانگان هم سرى و سرّى دارند
« امر سوم »
در بيان جمله
« وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ »
:
شيطان يا مأخوذ از شطن ، و ياء آن زائد است بر وزن فيعال ، و معنى شطن تباعد و دوريست و شيطان را از اينجهت شيطان گفتند كه رانده و دور شده از درگاه خداوند است چنانچه ميفرمايد
فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّكَ رَجِيمٌ
« 2 » و يا مأخوذ از شاط و الف و نون آن زائد است بر وزن فعلان ، و معنى شاط احتراق و شعلهور شدن از غضب و خشم است و چون شيطان بواسطه بندگى عبد خشمناك و محترق مىشود او را شيطان گفتند و شيطان بر هر شخص متمرّد و سركشى اطلاق مىشود ، و مراد از شياطين در اين
هامش
( 1 ) . سوره توبه آيه 57
( 2 ) . سوره ص آيه 78