تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 14 تا 15 ]

وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ ( 14 ) اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 15 ) ( و هر گاه مؤمنين را ملاقات ميكنند ميگويند ايمان آورديم ، و هر گاه با رؤساى شيطان صفت خود خلوت ميكنند ميگويند ما با شمائيم و همانا مؤمنين را استهزاء ميكنيم ، خدا آنها را استهزاء مىكند و آنان را رها كند و مهلت دهد در سركشى و تجاوزشان در حالى كه سرگردانند ) مطالبى را كه اين دو آيه متضمن است در ضمن چند امور بيان ميكنيم :

« امر اول »

در اين آيه خداوند حقيقت نفاق منافقين و آنچه را در باطن خود پنهان داشته و از ابراز آن خوددارى مينمودند بيان ميفرمايد و آن اظهار ايمان در نزد مؤمنان و اظهار كفر در نزد همكاران خودشان مىباشد و اين اشدّ مراتب نفاق و حتى از كفر بدتر است چنانچه اين مطلب را در ذيل آيه
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ »
بيان نموديم

« امر دوم »

منشأ اظهار ايمان منافق يكى از سه چيز است : يا از جهت خوف است چنانچه اكثر منافقين قريش مانند ابو سفيان و معاويه و عمرو عاص و امثال اينها در فتح مكه از ترس و قدرت و سطوت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مسلمين اظهار ايمان نمودند و در بحار الانوار مجلّد ششم باب پنجاه و هشتم قصّه فتح مكه و ايمان آوردن ابو سفيان و ساير كفار قريش را مفصّلا ذكر كرده و از جمله