تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
فقراتش آنست « و دخل صناديد قريش الكعبة و هم يظنّون انّ السيف لا يرفع عنهم فاتى رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم البيت و اخذ بعضادتى الباب ثم قال لا إله الّا اللَّه انجز وعده و نصر عبده و غلب الاحزاب وحده ثم قال ما تظنّون و ما انتم قائلون فقال سهيل بن عمرو نقول خيرا و نظنّ خيرا ، اخ كريم و ابن عمّ ، قال فانّى اقول لكم كما قال اخى يوسف لا تثريب عليكم اليوم يغفر اللَّه لكم و هو ارحم الراحمين ، الى ان قال : فاذهبوا فانتم طلقاء ، فخرج القوم كانما تنشرون من القبور ، الحديث » ( بزرگان قريش داخل كعبه شدند و گمان ميكردند كه شمشير از آنها برداشته نميشود ، پس رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم داخل خانه شد و دو چوبه در را گرفت ، سپس فرمود نيست خدايى جز ذات پروردگار ، وعده خود را منجّز فرمود و بنده خود را يارى نمود و احزاب را بتنهايى مغلوب ساخت ، سپس فرمود چه گمان ميبريد و چه مىگوييد نسبت به من در باره شما ؟ سهيل بن عمرو گفت جز خير و خوب از جانب تو درباره خود گمان نمى بريم و نمىگوئيم ، چه برادر و پسر عم كريمى هستى ، فرمود پس من ميگويم نسبت بشما آنچه را برادرم يوسف گفت ، امروز مواخذه‌اى بر شما نيست خداوند شما را بخشيد و او ارحم الراحمين است ، تا اينكه فرمود : برويد شما آزاد شدگانيد ، پس قوم قريش پراكنده شدند چنانچه از قبرها محشور ميشوند ) و يا از جهت اضرار و آزار رسانيدن به مسلمانان و جاسوسى و ايجاد تفرقه و تشتت در ميان آنهاست چنانچه اين نوع اظهار ايمان از صدر اول تا كنون بسيار بوده و گرگهايى كه به لباس ميش مبدّل شده و بجان مسلمانان افتاده‌اند زياد بوده بلكه ميتوان گفت اغلب واردات و مصائبى كه در اعصار متماديه بر پيكر اسلام و مسلمين وارد شده از قبل اين نوع مردمان مزوّر و حيله‌گر بوده است . و يا از جهت طمع مال و منصب و مقام و رياست در ميان مسلمانان است چنانچه ايمان اوّلى و دومى و همكاران آنها از اين قبيل بوده است ، در كتاب مدينة المعاجز در باب معجزات حضرت قائم عجل اللَّه تعالى فرجه