تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
المقربين و ارفع درجات المرسلين حيث لا يلحقه لا حق و لا يسبقه سابق و لا يطمع فى ادراكه طامع » و چون نيل بدرجات آنها در شأن كسى نيست از اينجهت كاف تشبيه آورده كه هر كس به اندازه قدرت و استعداد خود به آنان اقتداء و تاسى كند و علما و عملا و اخلاقا خود را همانند آنان نمايد و شايد به همين جهت در حديث سابق الذكر شيعيان و مواليان اهل بيت را اشباه ناس ناميده و ممكن است مراد از ناس مؤمنين كامل باشند كه شامل معصومين و مؤمنينى كه در درجات ما دون آنان قرار گرفته‌اند باشد مانند سلمان و ابا ذر و مقداد و عمّار و حذيفه و امثال اينها

( مطلب چهارم در جواب منافقين )

« قالُوا أَ نُؤْمِنُ كَما آمَنَ السُّفَهاءُ »
سفيه كسى را گويند كه كم عقل و سبك مغز و سست خرد باشد نه اينكه فاقد عقل و خرد باشد به حدى كه تكليف از او برداشته شود مانند مجنون ( ديوانه ) و بواسطه همين سفاهت است كه خير را از شرّ ، و نفع را از ضرر ، و صلاح را از فساد به خوبى نميتواند تشخيص دهد و سفيه بر دو قسم است : سفيه در امور دنيوى كه در شريعت براى او احكامى مقرر شده چنانچه در قرآن كريم ميفرمايد
وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ
« 1 » ( اموال سفيهان را بدست آنان ندهيد ) و نيز ميفرمايد
« فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ
« 2 » ( پس اگر مديون سفيه يا ضعيف يا قادر بر نوشتن نباشد بايد ولىّ او بدرستى بنويسد ) و سفيه در امر دين و آخرت كه در آيه شريفه
« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ »
اشاره به اين نوع از سفاهت است كه سعادت را از شقاوت و راه نجات را از طريق هلاكت تميز نميدهد
هامش
( 1 ) . سوره نساء آيه 4 ( 2 ) . سوره بقره آيه 182