« وجه سوم »
منافقين با منتهاى تستّر و پنهان نمودن باطن خود خداوند عالم آنان را رسوا و مفتضح مىكند چنانچه در آيات سوره توبه قصد باطنى آنان را در ساختن مسجد ضرار و كارهاى ديگرشان را براى پيغمبر و مؤمنين بيان نموده و همچنين در سوره منافقين سرّ آنان را فاش نموده است
« وجه چهارم »
امور باطنى چه اعتقادى چه اخلاقى بالاخره در دنيا آثارش ظاهر مىشود و آنچه در كوزه هر كسى است برون ميتراود و امتحانات الهى بواطن اشخاص را ظاهر مينمايد چنانچه پس از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عمليات بعضى از صحابه نسبت به دختر و داماد و فرزندان پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم نيّات باطنى آنان را ظاهر ساخت مخصوصا بنى اميه كه كفر و شرك باطنى خود را نمايان داشتند و يزيد با زبان نحس خود ترانه :
لعبت هاشم بالملك فلا * خبر جاء و لا وحى نزل را ميسرود
( مطلب ششم )
در بيان جمله
« وَ لكِنْ لا يَعْلَمُونَ »
:
علم بمعنى انكشاف و ظهور شيء در نزد عقل است و گفتند علم بامور عقليه نظريه كه محتاج ببراهين عقلى است تعلق ميگيرد چنانچه ادراك مربوط بامور جزئيه خارجيه مىباشد و شايد از اينجهت در آيه قبل گفتار منافقين را از روى عدم شعور و در اين آيه از روى عدم علم تعبير نموده چون ايمان از امور عقليه نظريّه است ، بنا بر اين اطلاق آن بر امور حسّى تجربى اطلاق مسامحى است و علمى كه در آيات و اخبار فضيلت بسيار براى آن ذكر شده و طلب آن را بر هر مرد و زن مسلمان واجب دانسته علمى است كه جنبه روحانيت و نفس ناطقه انسانى را بمدارج كمال و ترقّى و ايمان به خدا و تخلّق باخلاق و صفات الهى سير دهد