تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
و در درك اسفل آن قرار گرفته‌اند مفهوم بيشعورى و حماقت بمعنى حقيقى و كامل آن درباره آنها صادق است لذا ميفرمايد
« وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ »
و بىشعورى و حماقت بر دو قسم : 1 - حماقت فطرى و ذاتى : و اين بحدّى نباشد كه سلب شعور و ادراك و بالنتيجه رفع تكليف از آنان بشود بلكه ازاله آن ممكن باشد هر چند به زحمت زياد باشد . 2 - حماقت كسبى و تحصيلى كه بواسطه عدم تفكر و تامل در عواقب امور پيدا مىشود ، و منافقين هر دو قسمت را دارا هستند امّا قسمت اول دليلش اخبار طينت است كه در آنها طينت مؤمن را از عليّين و طينت كافر و منافق را از سجّين ذكر نموده ، و بودن طينت از عليّين يا سجّين بر عليّت تامّه دلالت ندارد به اين معنى كه هر كه طينتش از عليّين باشد حتما مؤمن و اهل نجات ، و هر كه از سجّين باشد حتما كافر و اهل عذاب خواهد بود بلكه مجرّد اقتضاء است يعنى بودن طينت از عليين مقتضى ايمان و از سجّين مقتضى كفر است ولى تغيير در هر دو ممكن است زيرا ضرورت از لوازم علّت تامه است نه اقتضاء و علّت ناقصه . از اينجهت در بعض اخبارش بعد از ذكر طينت ميفرمايد « و للَّه المشيئة فيهم » و به اين بيان دفع اشكالات وارده بر اين اخبار مىشود و تفصيل آن منوط بمحلّ مناسب‌تر است « 1 » امّا قسمت دوم دليلش اعمال و رفتارى است كه از آنها صادر مىشود كه در اين آيات و آيات سوره منافقين خداوند ذكر نموده و بيشتر آنها را بجمله
« وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ »
و امثال اين ختم نموده است
هامش
( 1 ) . كافى اخبار طينت كتاب الايمان و الكفر و در بحار مجلد 15 ذكر شده است