« مورد سوم » در بيان جمله « قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ »
:
كلمه انّما از ادات حصر است ، و براى حصر در اين كلام دو احتمال است يا حصر افعال خودشان در صلاح و شايستگى و نفى فساد از كارهايشان ، يعنى همه كارهاى ما از روى صلاح است و فعلى كه مشتمل بر فساد باشد از ما سر نميزند ، و يا حصر اشخاص در مصلح ، يعنى فقط مصلح مائيم و غير ما هر كه باشد مصلح نيست ، ولى احتمال اول اقرب و نزديكتر است و تعبير بجمله اسميه براى اشعار بثبات مىباشد يعنى ما مصلح بوده و هستيم و اين براى ما ثابت و محقق است و منشأ اين ادعاء جهل مركب است كه اينها فكر ميكنند حقيقة مصلحند و فعلى بر خلاف صلاح از آنها سر نميزند ، و جهل مركب اشدّ همه اخلاق رذيله و بدترين صفات ناپسنديده و معالجهء آن دشوارتر از همه آنهاست براى اينكه جاهل مركّب متنبّه و آگاه نيست كه جاهل است تا در مقام ازاله جهل برآيد و فكر نميكند كه كارهاى او بر خلاف صلاح و صواب است تا در مقام اصلاح و تزكيه باشد و در حديث از حضرت عيسى عليه السّلام روايت شده كه فرمود « من از معالجه كور و صاحب برص عاجز نيستم ولى از معالجه احمق عاجزم » « 1 » و اين جهل مركب در انسان مانند مرض مزمنى است كه شخص مريض به آن خو گرفته و فكر اينكه مريض است در وى خطور نميكند تا در صدد معالجه باشد و بعضى گفتند اين صفت قابل معالجه نيست ولى اين سخن باطل است چه اگر معالجه آن غير مقدور باشد موجب سقوط تكليف ميگردد ، بلكه علاج آن مشكل است و ابتداء بايد بمقدمات بسيارى آن را بجهل بسيط تبديل نمود يعنى جاهل مركّب را متوجه و متنبه نمود كه فاقد علم و مزايايى است كه براى خود تصور و توهّم نموده تا در مقام طلب و تحصيل دانش و ساير مزاياى اخلاقى برآيد .
هامش
( 1 ) . جامع السعادات