« مورد پنجم » در تفسير جمله « وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ »
:
شعور مرادف با ادراك است و ادراك عبارت از فهم معانى جزئيه است چنانچه عقل و تعقل عبارت از فهم معانى كليّه مىباشد ، و در آيه شريفه از منافقين نفى شعور و ادراك نموده و بدلالت التزام و فحوى بر عدم عقل آنان نيز دلالت دارد زيرا كسى كه شعور و ادراك نداشته باشد بطريق اولى فاقد عقل هم خواهد بود بنا بر اين بىشعورى با كم عقلى بوجهى مرادف و با حماقت بوجهى قريب المعنى است چنانچه در مجمع البحرين ميگويد « الحمق بضمّ و بضمّتين ، قلّة العقل و فساده » ( حمق و حمق بمعنى كمى عقل و فساد آنست ) و نيز ميگويد « الاحمق من يسبق كلامه فكره و هو من لا يتامل عند النطق هل ذلك الكلام صواب ام لا » ( احمق كسى است سخن او بر فكرش پيشى جويد و هنگام سخن فكر نكند كه گفتار او درست است يا نه ) و در حديث از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود
« العقل ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان » « 1 »
( عقل آن چيزيست كه بواسطه آن خداى رحمن پرستش شود و بهشت بدست آيد ) و از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم سؤال شد كداميك از مؤمنان فطانت و زيركى و تيز فهمى او بيشتر است ؟ فرمود
« اكثرهم للموت ذكرا و اشدّهم استعدادا » « 2 »
( كسى كه بيشتر به ياد مرگ باشد و آمادگى او افزونتر باشد ) و بالنتيجه نافرمانى خدا و غفلت و فراموشى از مرگ دليل بىشعورى و بيعقلى و حماقت است و هر كه پيرامون معصيت نگردد و هميشه به ياد خدا و مرگ باشد و خود را براى آن آماده نمايد عقل و فطانتش بيشتر ، و هر كه بمعصيتگر آيد و خدا و مرگ را فراموش كند به همان اندازه فاقد شعور و عقل خواهد بود و چون منافقين منتها مراحل نافرمانى خدا و فساد در روى زمين و غفلت از حق را طى نموده
هامش
( 1 ) . كافى صفحه 11
( 2 ) . جامع السعادات