تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
ديدم كه با مقراض آتشى گوشت آنها را ميچيدند و آنها كسانى بودند كه مردم را امر ميكردند و خود عمل نمينمودند » « 1 » علاوه بر اينكه در نظر عقل بسيار مستهجن است كه انسان خود عملى را مرتكب شود و ديگرى را منع نمايد مثل اينكه كسى مرتكب زنا باشد و ديگرى را نهى كند از تقبيل اجنبية و اين شرط نيز ناتمام است براى اينكه آيات و اخبار و نظر عقل و عرف كه از چنين كسى نكوهش و مذمّت ميكنند از اينجهت است كه با اينكه خوبى يا زشتى عملى را ميداند و حتى ديگران را به آن امر ، يا نهى از آن مىكند چرا خود بر خلاف آن رفتار مىكند نه اينكه چون مرتكب معصيتى مىشود نهى كردن از آن از وى ساقط شود و يا چون معروفى را بجا نميآورد امر به آن هم نبايد بكنند بلكه امر بمعروف و نهى از منكر واجبى است بجاى خود و فعل معروف و ترك منكر نيز واجبى است عليحده . و مثل اينكه گفته‌اند تارك معروف و مرتكب منكر بايد مكلف باشد پس كودك و ديوانه را نميتوان امر بمعروف و نهى از منكر نمود و ناتمامى اين شرط براى اينست كه واجبات و محرمات الهى بر دو قسم است يك قسم محرماتى است كه شارع ، وقوع آنها را در خارج نخواسته حتى از ديوانه و طفل ، مانند لواط ، زنا ، شرب خمر ، قمار رقص ، تغنّى ، خوردن مال حرام و امثال اينها كه اگر غير مكلّف هم مرتكب شود بايد از آنها نهى نمود و همچنين يك قسم واجباتى است كه انسان قبل از تكليف بايد آنها را فراگيرد و بجاى آورد تا موقع تكليف در سختى تحصيل و مشقّت كار بىسابقه نباشد مانند تحصيل عقائد به قدر ميسور ، و نماز و دانستن معاملات و طرز تصرف در اموال به قدر حاجت و امثال اينها و اگر بنا باشد براى اطفال امر و نهى واجب نباشد سدّ باب تأديب مىشود
هامش
( 1 ) . جامع السعادات
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 378 | السيد عبد الحسين الطيب