4 - تارك معروف و مرتكب منكر مصرّ بر آن باشد و اگر آثار اقلاع ( كنده و جدا شدن ) و توبه و انصراف در او ظاهر است نبايد امر و نهى نمود 5 - امر كننده بمعروف و نهى كننده از منكر در امر و نهيش مرتكب معصيتى نشود مثل اينكه تجسس در كارهاى مردم كند يا استراق سمع كند يا ضررى بزند و بالجمله واجب را به معصيت انجام ندهد 6 - ضرر جانى يا مالى يا عرضى متوجّه امر كننده بمعروف و نهى كننده از منكر در امر و نهيش نشود و شرايط ديگرى نيز بعضى ذكر نمودهاند كه به نظر تمام نيست مثل اينكه گفتهاند آمر عادل باشد زيرا انسان تا خود را تزكيه نكند و جلو نفس خود را نگيرد نميتواند ديگران را تزكيه نموده و از بدى بازدارد و اين سخن منافى با اطلاق ادلّه است ، و امر بمعروف و نهى از منكر واجبى است مستقل و تحصيل عدالت خود نيز واجبى است عليحده و وجوب آن منوط بتحقق اين نيست ، بلكه اين شرط باب امر بمعروف و نهى از منكر را سدّ مىكند زيرا اغلب عدول مؤمنين ساير شرايط از قبيل قدرت و تمكن در آنها نيست و فساق و فجار از آنها بيم ندارند و بر اشخاص با نفوذ و مقتدر است كه به آن قيام كنند .
و مثل اينكه گفتهاند آمر بمعروف بايد خود آن معروف را بجاى آورد و ناهى از منكر بايد خود آن منكر را ترك كند چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد
لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ
« 1 » ( چرا مىگوييد چيزى را كه بجا نمىآوريد ، بزرگ است از جهت دشمنى نزد خدا اينكه بگوئيد چيزى را كه بجا نميآوريد ) و نيز ميفرمايد
أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ
« 2 » ( آيا مردم را بنيكى امر ميكنيد و خود را فراموش مينمائيد ) و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود « در شب معراج جماعتى را
هامش
( 1 ) . سوره فصلت آيه 2 - 3
( 2 ) . سوره بقره آيه 41