و واجب بزرگى است كه واجبات ديگر بواسطه آن به پا مىشود و راهها ايمن ميگردد و كسبها حلال مىشود و مظلمهها به صاحبانش برميگردد و زمين آباد ، و از دشمنان انتقام گرفته مىشود و امر اجتماع باستقامت ميگرايد ، پس بديها را بدلهايتان انكار كنيد و بزبانهايتان اظهار كنيد و بر پيشانيهاى بدكاران زنيد و در راه خدا از سرزنش سرزنش كنندهگان نهراسيد ، پس اگر پند گرفتند و به حق برگشتند پس راه مؤاخذهء بر ايشان نيست و همانا راه مؤاخذه بر كسانى است كه بمردم ستم و در زمين تجاوز بدون حق ميكنند براى ايشان عذاب دردناك است ، پس در مورد چنين كسانى با بدنهاى خودتان جهاد كنيد و بدلهايتان دشمن بداريد در حالى كه طالب سلطنت و دنبال مال دنيا نباشيد و براى ظفر يافتن اراده ستم نكنيد تا وقتى كه بامر خدا برگردند و بر طاعت او سر فرو نهند ) و غير اينها از آيات و اخبار ديگر كه در كتب مبسوطه مذكور است و ما در اينجا بذكر چند امر اكتفاء مينمائيم :
( امر اول )
امر بمعروف و نهى از منكر واجب كفايى است به اين معنى كه بر تمام كسانى كه مطلع شوند واجب است و اگر كسى قيام كرد از ديگران ساقط مىشود و گر نه همه مسئول و معاقب هستند ، و واجب توصلى است يعنى قصد قربت شرط صحت آن نيست ولى ثواب و اجر منوط به قصد قربت در آنست ، و واجب مشروط است يعنى وجوب آن موكول بشرايطى است كه بدون آنها واجب نيست ، و واجب نفسى است يعنى فى حد نفسه واجب است نه براى چيز ديگرى مثل وضوء و طهارت كه براى نماز و نحو آن واجب است و براى توضيح اين امر متذكر ميشويم واجباتى كه در شريعت مطهّره است بر چند قسم است :
عينى ، كفايى ، تعيينى ، تخييرى ، تعبّدى ، توصّلى مطلق مشروط ، نفسى و غيرى