اگر كذب بر خدا و رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز روزه باشد ، روزهاش باطل مىشود از جهت اينكه قصد مفطر نموده و اگر كشف شد كه واقعا صدق بوده كفاره ندارد .
« نكته دوم حرمت كذب و قبح آن اقتضايى است نه ذاتى »
و توضيح اين نكته اينست كه قبايح عقليّه بر دو قسم است :
يك قسم قبايحى است كه قبح آنها ذاتى است مثل ظلم و خيانت و اكثر اخلاق رذيله و كلّيه عقايد فاسده كه قابل تغيير و تبديل نيست كه گفته شود مثلا در فلان مورد ظلم جايز و مباح و حسن است يا قبيح نيست ، و در مواردى كه به نظر عرف ظلم مينمايد و شارع مقدس يا عقل تجويز نموده مانند قتل حيوانات براى منافع بشر يا قتل كفار براى ترويج و حفظ اسلام يا ضرب براى تأديب و نحو اينها ، از باب تخطئه در مصداق است و حقيقة ظلم نيست و قسم ديگر قبايحى است كه قبح آن اقتضايى است و براى مفاسدى است كه بر آن مترتب مىشود و بسا مشتمل بر مصالحى است كه اهمّ از مفاسد آن و مانع از اقتضاء قبح است كه در اين صورت جايز بلكه در بعض موارد واجب مىشود مانند كذب كه براى حفظ جان مؤمن و رفع شر ظالم و حفظ ناموس و حفظ مالى كه واجب است حفظ آن ، يا در مقام تقيّه يا براى اصلاح بين دو نفر مسلمان و رفع نقار و كدورت از بين آنها ، عقلا و شرعا ترخيص شده ، ولى البته نه براى مجرد جلب منافع دنيوى ، و از اين قبيل قبايح اقتضايى بسيار است مانند غيبت كه موارد استثناء آن را بيان نموديم « 1 » و غصب و نحو اينها كه نميتوان گفت اينها نيز مانند ظلم است و در موارد ترخيص از باب تخطئه در مصداق مىباشد و در موارد ترخيص كذب سخن ديگرى است كه اگر توريه ممكن باشد آيا لازم است يا نه ؟
و ظاهرا وجوب توريه معلوم نيست ولى حسن آن قابل منع نيست بلكه موافق
هامش
( 1 ) . صفحه 336