تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
شده كه فرمود « أ ترعون عن ذكر الفاجر حتى لا يعرفه الناس اذكروه بما فيه يحذره الناس » « 1 » ( آيا رعايت و خوددارى ميكنيد از ياد كردن فاجر تا مردم او را نشناسند ، او را به آنچه در اوست ياد كنيد تا مردم از او بر حذر باشند ) 7 - اظهار عيب در مبيع اگر چه بايع كراهت داشته باشد ، كه مشترى متضرر نشود 8 - ردّ كسى كه ادّعاى نسبى بكند كه ندارد مخصوصا دعوى سيادت 9 - ردّ مقاله باطله يا دعوى باطله 10 - شهادت بر فعل حرام حسبة 11 - ضرورت تعريف مثل كلمه اعرج يا اعمش يا اعمى و امثال اينها چنانچه در لسان اخبار وارد است در صورتى كه صاحبش كراهت نداشته باشد 12 - غيبت متجاهر بفسق در همان فسقى كه متجاهر است و بعضى بطور مطلق گفته‌اند مخصوصا در مورد ظلمه ( ستمگران ) و صاحبان فواحش ، از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود « من القى جلباب الحياء عن وجهه فلا غيبة له » « 2 » ( كسى كه حجاب حياء را از روى خود انداخت غيبت براى او نيست ) و نيز فرمود « ليس لفاسق غيبة » « 3 » و بعضى اين مورد را از غيبت خارج دانسته‌اند باعتبار اينكه در مفهوم غيبت ستر مأخوذ است 13 - تحاكى ( بازگويى نمودن ) نزد كسى كه ميداند ولى در اين مورد خلاف احتياط است 14 - به منظور نهى از منكر باشد يعنى قصدش اينست كه به او برسد و عمل زشتى را كه مرتكب مىشود ترك كند . 15 - اسم طرف را نبرد حتى در عدد محصورى ، مثل اينكه بگويد در فلان شهر يا قبيله و امثال اينها ، و خلاصه حرمت غيبت اقتضايى است نه ذاتى و از جهت مفاسدى است كه در بردارد ، از اينجهت اگر مصلحتى در او باشد كه اقوى از مفسده آن است يا اصلا مفسده ندارد ثبوت حرمت معلوم نيست و بسا واجب يا مستحبّ و يا مباح و يا مكروه مىشود .
هامش
( 1 ) جامع السعادات ( 2 ) جامع السعادات ( 3 ) جامع السعادات