تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
شريك براى عمل زشت خويش 12 - مرافقه با دوستان 13 - مساعدت نمودن آنها را در سخن براى اينكه از او متنفّر نشوند 14 - تخيل اينكه در مقام غيبت او بوده مبادرت بغيبت او مينمايد 15 - نظر داشتن به اينكه سخن كسى را تكذيب كند ، نخست غيبت او را مينمايد تا مستمع تكذيب او را تصديق نمايد 16 - ترحّم 17 - حزن 18 - اغتمام 19 - تعجب از صدور معصيت از او 20 - غضب از براى خدا ، و اين امور پنجگانه اخير در اصل ممدوح است ولى اگر اسم شخص مورد نظر برده شود غيبت او مىشود . مقام پنجم در حرمت استماع غيبت : گوش دادن بغيبت مانند خود آن حرام است بلكه اشدّ از غيبت است هر گاه باعث بر غيبت شود چون اعانت بر معصيت مىشود و در حديث است كه « السامع احد المغتابين » « 1 » و بسا شنونده مرغّباتى ذكر مىكند يا اظهار تعجب مينمايد يا انكار مىكند تا او اصرار نمايد يا از باب ريا و تزهد رد مىكند در صورتى كه باطنا ميل دارد كه او غيبت نمايد و همه اينها حرام و از استماع غيبت محسوب مىشود . مقام ششم در وجوب رد غيبت : ردّ نمودن غيبت بر كسى كه متمكن باشد واجب است و بايد به نحوى ردّ كند كه موجب تكذيب او هم نشود زيرا او هم مسلمان است و تكذيب او اهانت به اوست ، بلكه اولا اگر چيزى كه به او نسبت ميدهد قابل محمل صحيحى هست آن را حمل بر صحت كند و اگر واقعا عيب نيست و گوينده تخيّل نموده نفى عيب نمايد و اگر قابل محمل صحيح نيست گوينده را موعظه كند كه گناه غيبت تو بيش از معصيت اوست و عيبش اشدّ از عيب اوست و اگر اينهم ممكن نباشد كلام او را قطع نموده بجاى ديگر برود و اگر اين نيز نميشود از مجلس بيرون رود يا خود را مشغول بكارى كند كه نشنود و اگر اين هم ميسّر نيست لا اقل قلبا انكار كند و راغب بشنيدن غيبت نباشد
هامش
( 1 ) . مكاسب شيخ