مضاعف ميگردد .
مقام هشتم در مستثنيات غيبت : مواردى را علماء از غيبت استثناء نموده كه بعضى از آن موارد واجب و بعضى جايز و بعضى خالى از اشكال نيست و مجموع آنها پانزده مورد مىشود :
1 - غيبت كفّار و مخالفين و ساير فرق باطله و اهل بدعت جايز است در صورتى كه امن از ضرر يا از مفاسد ديگرى باشد و حرمت غيبت مخصوص باهل ايمان است 2 - در مقام تظلّم نزد كسى كه قادر بر رفع ظلم باشد و لو به چند واسطه ، يا قادر بر اعانت مظلوم باشد چنانچه در قرآن مجيد ميفرمايد
لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ
« 1 » و از رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده كه فرمود
« لصاحب الحق مقال » « 2 »
( براى صاحب حق ، حق گفتن هست ) و نيز فرمود
« لىّ الواجد يحلّ عرضه و عقوبته » « 3 »
( بخل ورزيدن دارا عرض و عقوبتش را حلال مىكند ) و وقتى هند از ابى سفيان شكايت كرد كه او آدم بخيلى است و نفقه باندازهاى كه كفايت من و اولاد مرا بكند نميدهد آيا جايز است از مالش بردارم حضرت فرمود
« خذى ما يكفيك و لولدك بالمعروف » « 4 »
( بگير آنچه ترا و اولادت را كفايت كند به مقدار متعارف ) 3 - استعانت بر رفع منكر و ردع از معاصى كه در اين صورت واجب است 4 - نصح مستشير يعنى خيرخواهى كسى كه در امر تزويج يا امانت و امثال اينها با انسان مشورت كند .
5 - جرح شاهد يا مفتى يا قاضى به اين معنى كه بگويد اين شاهد عادل نيست يا اين مفتى مجتهد نيست و يا اين قاضى اهليّت ندارد ولى در صورتى كه قصد صحيح و اراده هدايت داشته باشد نه از جهت حسد و تلبيس شيطان باشد .
6 - توفّى ( حفظ نمودن ) از شر صاحب شر ، به اينكه ديگران را متوجه سازد كه صرر يا فسق يا بدعت او دامنگير آنان نشود ، از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت
هامش
( 1 ) . سوره نساء آيه 147
( 2 ) . جامع السعادات
( 3 ) . جامع السعادات
( 4 ) . جامع السعادات