و نيز ميفرمايد
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ
« 1 » ( و كسانى كه آيات ما را دروغ شمردند كمك كمك آنان را به هلاكت نزديك ميكنيم از جهتى كه نميدانند ، و مهلت مىدهم ايشان را ، محققا كيد من محكم است ) بنا بر اين رفتارى كه خدا نسبت به آنها مىكند چون ظاهرش احسان و باطنش خذلان و غايتش عذاب و هلاكت است از آن بمكر و خدعه و كيد تعبير شده .
2 - خدعه بر حسب لغت ابهام نمودن طرفست آنچه را كه اراده دارد از مكروه چنانچه بعضى گفتهاند و بعضى ديگر گفتهاند اخفاء آنست با اصابة مكروه به نحوى كه طرف نداند و با خداوند علام الغيوب چگونه ميتوان خدعه نمود ؟
و جواب از اين اشكال نيز به چند وجه داده مىشود :
وجه اول : مراد از مخادعه با خدا ، مخادعه در دين خداست كه بحسب گفتار اظهار ديندارى ميكنند در حالى كه متديّن نيستند و از اين جهت نتيجه اين خدعه عائد خودشان مىشود .
وجه دوم : ممكن است مراد از مخادعه با خدا ، مخادعه با رسول خدا و خلفاء و منصوبين از طرف او باشد كه اطاعت آنها اطاعت حق و نافرمانى آنها ، نافرمانى اوست .
وجه سوم : ممكن است مراد از مخادعه صورت مخادعه باشد كه بر فرض محال اگر خداوند علم به باطن آنها نداشت مخادعه حقيقت داشت چنانچه در تعبيرات مردم است كه ميگويند خدا را گول ميزنى يا خودت را ، و شاهد بر اين معنى ذيل آيه است كه ميفرمايد
وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
3 - اين مخادعين اگر معتقد بوجود خداوند نيستند با كه خدعه ميكنند ؟
و اگر معتقد بوجود او ميباشند و او را عالم و آگاه از همه چيز ميدانند چگونه با او خدعه ميكنند ؟
هامش
( 1 ) . سوره اعراف آيه 181