و جواب اين گفتار اينست كه مخادعين يا دهرى و طبيعى هستند و غرض از مخادعه آنان دفع ضرر مسلمين از خودشان مىباشد و يا معتقد بوجود بارى بوده ولى صاحبان مذاهب باطله مانند اهل كتاب و مشركيناند اينان نيز بعقيده فاسد خود ، در اين مخادعه خود را مأجور و مثاب ميدانند .
مورد دوم
در مراتب مخادعه ، مخادعه مراتبى دارد :
مرتبه اول : مخادعه در امور اعتقاديه است مانند مخادعه كفّار و اهل ضلال و ارباب مذاهب باطله در اظهار اسلام و آميزش با مسلمين .
مرتبه دوم : مخادعه در امور نفسانيه مثل اينكه دعوى عدالت و علم و اجتهاد و سخاوت و تواضع و شجاعت و زهد و خوف از خدا و توكّل و انقياد و تسليم و ورع و تقوى و امثال اينها را بنمايد با اينكه متّصف به آنها نباشد .
مرتبه سوم : رياء در عبادت است از واجبات و مستحبّات ، چنانچه روايت شده از ابن بابويه باسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام كه از پدر بزرگوارش سؤال شد موجب نجات فرداى قيامت چيست ؟ فرمود
« انّما النجاة فى ان لا تخادعوا اللَّه فيخدعكم فانّه من يخادع اللَّه يخدعه و يخلع منه الايمان و نفسه يخدع لو يشعر فقيل له كيف يخادع اللَّه فقال يعمل ما امره اللَّه عزّ و جلّ به ثمّ يريد به غيره فاتقوا الرياء فانّه شرك باللّه عزّ و جل ، انّ المرائى يوم القيمة يدعى باربعة اسماء : يا كافر يا فاجر ، يا غادر ، يا خاسر حبط عملك و بطل اجرك و لاخلاص لك اليوم فالتمس اجرك ممّن كنت تعمل له » « 1 »
( همانا رستگارى در اينست كه با خدا خدعه نكنيد كه با شما خدعه مىكند زيرا هر كه با خدا خدعه كند خدا با او خدعه مينمايد و لباس ايمان را از وى مىكند و اگر بفهمد با خود خدعه نموده پس گفته شد چگونه با خدا خدعه مىكند ؟ فرمود عمل مىكند به آنچه خدا امر فرموده و غير خدا را به آن
هامش
( 1 ) . .