و از خدا صادر نميشود ، و نفع داشتن براى ديگران هم قبيح است زيرا اضرار يكى براى نفع ديگرى ترجيح بلا مرجح است .
« جواب »
اولا اين استدلال بعقوبات وارده بر امم سابقه از حرق و غرق و خسف و نحو اينها بلكه مطلق بليات و مصائب بر كسانى كه متنبه نميشوند منقوض است و ثانيا به حكم و مصالح افعال الهى هر كسى نميتواند پى برد و چه بسيار از افعال الهى كه حكمش بر ما پوشيده است و ثالثا اگر عبد مستحق عقوبت باشد تعذيب او عدل است چون عدل عبارت از اعطاء حق هر صاحب حقى است و حق چنين بندهاى عذاب است 3 - كفر و معصيت مستعقب تكليف است و تكليفى كه بر ضرر بدون نفع مترتب باشد قبيح است ، بنا بر اين يا بايد انكار تكليف نمود و يا بايد قائل شد تكليف مستعقب ضرر نيست ، و چون تكليف را نميتوان انكار نمود بايد گفت كه بر تكليف ضررى مترتب نخواهد شد و هو المطلوب .
« جواب »
در مبحث عدل و نبوت بيان نمودهايم كه تكليف بمقتضاى عدل و از باب لطف است و اگر ارسال رسل و انزال كتب و جعل تكليف نمىبود خلقت بشر لغو و بيهوده بود ، و تكليف بعث مكلف بمنافع دنيوى و اخروى و زجر و منع او از مضارّ دنيوى و اخروى است ، و عقوبت و عذاب در اثر سوء اختيار عبد است چنانچه ثواب اخروى مترتب بر حسن اختيار اوست ، و اين كلام عينا نظير اينست كه كسى درهمى به فقيرى بدهد كه اصلاح امر معاش كند و او به اختيار خود سمّى بخرد و بخورد و هلاك شود و گويند اعطاء درهم موجب هلاكت او باشد ، و يا كسى محض احسان و لطف ضيافتى