عاقلى دو ظرف از شراب يكى سمّ مهلك و ديگرى شربت گوارا است بنهند و مضار و مفاسد آن سمّ را بوى گوشزد نموده و وى را از خوردن آن نهى كنند و منافع و خواص آن شربت گوارا را نيز براى وى تشريح و او را بآشاميدن آن ترغيب كنند و آن شخص با اختيار خود شربت گوارا را رها نموده و سمّ مهلك را بياشامد آيا هلاكت لازمه عمل او و مترتب بر فعل او نخواهد بود ؟ و آيا نتيجهء سويى كه عايد او مىشود بر خلاف عدل خواهد بود ؟ البته چنين نيست ! علاوه بر اينكه ثابت و محقق است كه خداوند داراى جميع صفات كمال و جمال است و صفات كماليه او عين ذات او و غير متناهى است و منشأ صفات جماليه او كه از آنها بصفات فعليه تعبير مىشود نيز صفات كماليه است و لذا آنها هم غير متناهى است و معلوم است كه تعذيب و انتقام در موضع خود صلاح و شايسته و ترك آن بسا خلاف مصلحت و موجب فساد است و بمقتضاى عدل كارى كه در فعلش مصلحت و در تركش مفسده باشد لازم است از خداوند صادر شود و در دعاى افتتاح است
« و ايقنت انك انت ارحم الراحمين فى موضع العفو و الرحمة و اشدّ المعاقبين فى موضع النكال و النقمة »
( و اما اجماع )
همين قدر كافى است كه تمام مسلمين با طبقات مختلف و مذاهب متشتّتى كه دارند بمعاد و لوازم آن كه در رأس آنها ثواب و عقاب است قائلند بلكه آن را از اصول دين ميشمارند .
( مقام سوم در رد شبهات منكرين عذاب و خلود )
چنانچه قبلا متذكر شديم عذاب قيامت و خلود كفار و معاندين در آن از ضروريات مسلّمه دين اسلام است ولى بعضى از حكماء و عرفاء بر خلاف اين عقيده