رفتهاند و آنها سه دستهاند :
( دسته اول )
منكر اصل عذاب شده و بوجوه ذيل بر گفتار خود استدلال نمودهاند 1 - وجود كفار و فساق بمقتضاى نظام جملى عالم لازم است و همين طور كه نور و ظلمت و خير و شر و نعمت و بلاء و خوشى و ناخوشى در عالم وجود دارد كافر و مؤمن فاسق و متقى نيز بايد باشد و اگر در عالم جز مؤمن و متقى نباشد اختلال در نظام لازم آيد ، لذا خداوند دواعى كفر و فسق را در آنها ايجاد نموده و آنان را بواسطه آن دواعى رو بكفر و فسق ميكشاند و اگر آنها را عذاب كند خلاف عدل است .
« جواب »
اين گفتار همان مقاله جبريه است كه قبلا متذكر شديم و بطور خلاصه مىگوييم در نظام جملى عالم اگر چه اضداد هست حتى اينكه هر چيزى بضدّ خود شناخته مىشود ولى كافر و فاسق به اختيار خود به طرف كفر و فسق ميروند و الجاء و اضطرارى در كار نيست زيرا همانطور كه خداوند غرائز و قوايى در انسان آفريده كه آدمى را به طرف امور شهوانى و حيوانى سوق ميدهد عقل را در داخل انسان و انبياء و راهنمايان را نيز در خارج قرار داده كه تا قوا و غرائز انسان را تعديل نموده و آن قدر كه بصلاح و نفع دنيا و آخرت اوست از آنها استفاده كند و از غير آن مقدار اجتناب ورزد و اينمعنى اختيار و لازمه اختيار است و در غير اين صورت اختيار تحقق نمىپذيرد .
2 - عذاب آخرت ضرريست خالى از نفع ، زيرا نفعى براى خداوند ندارد چون او غنى بالذات و از تعذيب گناهكاران فايدهاى عايد او نخواهد شد و بواسطه كفر و فسق خلايق بر دامن كبريائيش گردى نمىنشيند تا از جهت تعذيب آنان بر طرف سازد ، و پيداست كه براى بنده هم نفعى ندارد ، بنا بر اين فعلى است لغو و قبيح