اخبار بسيار از ائمه اطهار عليهم السلام رسيده :
ابن بابويه ره باسناد خود از حضرت رضا عليه السّلام روايت كرده كه فرمود ( هنگامى كه از تفسير اين آيه از آن حضرت سؤال شد ) الختم هو الطبع على قلوب الكفار عقوبة على كفرهم كما قال اللَّه عز و جل
طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 » ( ختم همان مهر زدن بر دل كافران است از جهت عقوبت بر كفرشان چنانچه خداى عزّ و جلّ ميفرمايد خداوند بر دلهاى ايشان مهر زده بواسطه كفرشان پس ايمان نميآورند مگر كمى از ايشان ) و همين استثناء در آيه دليل بر اينست كه ختم و طبع علت تامه بر عدم ايمان نيست چه اگر مانع ايمان بود قابل استثناء نبود و از توحيد صدوق ره باسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرده كه فرمود
« انّ اللَّه تعالى اذا اراد بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و وكل به ملكا يسدّده ، و اذا اراد بعبد سوء نكت فى قلبه نكتة سوداء و سدّ مسامع قلبه و وكل به شيطانا يضلّه » « 2 »
( بدرستى كه خداى تعالى هر گاه نسبت ببندهاش اراده خير نمايد در دلش نشانهء از نور مىزند و گوشهاى دلش را باز مىكند و فرشتهاى را بر او موكل ميسازد كه او را تاييد نموده و به راه راست وادارد ، و هر گاه نسبت ببندهاى اراده سوء كند در دلش نقطه سياهى مىزند و گوشهاى دلش را مسدود نمايد و شيطانى را بر او موكل كند كه او را گمراه نمايد ) سپس حضرت اين آيه را تلاوت فرمودند ( در بعض نسخ بجاى نكت ، يكتب ضبط شده است ) و شيخ صدوق عليه الرحمة بعد از ذكر حديث و آيه فرموده « همانا خدا به بندهاش اراده سوء مىنمايد براى گناهى كه مرتكب شده پس مستوجب شده كه بر دلش مهر زده شود و شيطانى بر او موكل شود كه او را گمراه كند و اين امور در باره او نميشود مگر بواسطه استحقاق ، و بتحقيق خداى عزّ و جلّ موكل ميسازد براى بندهاش ( كه اراده خير نسبت به او كند ) فرشتهء را كه وى را تسديد و تأييد كند
هامش
( 1 ) . سوره نساء آيه 154
( 2 ) . جامع السعادات