عطف مفرد بر مفرد است بر خلاف و على ابصارهم كه خبر مقدّم براى غشاوة مىباشد و جمله على ابصارهم غشاوة ، عطف بر جمله مقدّم است و باصطلاح عطف جمله بر جمله است و از همين جهت « على سمعهم » بر « على ابصارهم » مقدم شده چه كلمه اولى جزو جمله اولى ، و كلمه ثانيه جزو جمله دوم است و اينكه بعض از مفسرين توهم كردهاند كه على ابصارهم معطوف بر على سمعهم بوده از قبيل عطف خبر بر خبر درست نيست و روى اين توهم وجوهى براى تقديم سمع بر بصر ذكر كردهاند كه « لا يسمن و لا يغنى من جوع است » براى اينكه اولا نظير اين آيه در سوره جاثيه هست و در آنجا نسبت ختم را بسمع و نسبت غشاوة را ببصر داده ميفرمايد
وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً
« 1 » و ثانيا مناسب با سمع همان ختم است چنانچه مناسب با بصر غشاوة مىباشد ، و شايد نكته اينكه قلوب و ابصار را جمع آورده و سمع را مفرد اين باشد كه قلب و بصر آلت ادراك و رؤيت است بر خلاف سمع كه اصل آن مصدر و بمعنى شنيدن و اجابت نمودن است و آلت سمع اذن است و لذا در آيه ديگر آن را نيز جمع استعمال فرموده
فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ
« 2 » و ختم سمع كنايه از عدم استماع مواعظ و نصايح و تأثير ننمودن در آنهاست و مراد از عدم استماع عدم قبول و اجابت مىباشد ، و مقصود از غشاوه بودن بر ابصار عبرت نگرفتن از صنايع و آيات الهى و كور كورانه از آنها گذشتن است و مراد از سمع و بصر گوش و چشم باطن است نه ظاهر چنانچه اخبار بر آن ناطق است ، در تفسير صافى « 3 » از توحيد و خصال صدوق ره از حضرت سجاد عليه السّلام
هامش
( 1 ) . آيه 22
( 2 ) . سوره فصلت آيه 44
( 3 ) . در ذيل تفسير آيهفَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِسوره حج آيه 46