و امّا كفر بحسب اصطلاح فقهاء كه مشمول احكام خاصّه است و از زمره اسلام خارج مىباشد عبارت است از انكار توحيد يا نبوت حضرت ختمى مرتبت و يا انكار يكى از امورى كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آورده اگر محقق الصدور از آن حضرت باشد و يا انكار يكى از ضروريّات قطعى الضرورى دين اسلام است و از اينجهت زنادقه مشركين يهود نصارى مجوس خوارج نصّاب غلات و اهل بدعت همه كافرند
« مقام دوم »
در بيان ساير الفاظ آيه : كلمه انّ از حروف مشبّهة بالفعل است و نصب باسم و رفع بخبر ميدهد و براى تاكيد و تحقيق مدخولش مىباشد و نقل شده كه انبارى بمبرد كه يكى از اساتيد فن عربيّت است گفت من در كلمات عرب حروف زائد مىبينم ، گاهى ميگويند زيد قائم ، گاهى انّ زيدا قائم و گاهى انّ زيدا لقائم ، مبرد جواب داد معانى بواسطه همين زيادتيها مختلف مىشود چه آنكه جمله اول اخبار است و جمله دوم جواب از سؤال مقدّر است و جمله سوم جواب و ردّ انكار منكر است بنا بر اين در آيه شريفه در مقام جواب سائل است ، چون در آيات قبل حال متقين را بيان فرموده كانّ سائلى ميپرسد حال كفّار چگونه است ؟ ميفرمايد
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
الاية و كلمة الّذين موصول جمع مذكّر است و بعضى گفتهاند تعريف موصول بواسطه الف و لام عهد است و اكثر بر اينند كه تعريف موصولات بجملهء صله آنها است ، و در هر صورت مراد از الّذين كفروا در اين آيه كفّار مكّه مانند ابو جهل و ابو لهب و وليد بن مغيرة و امثال اينهايند كه انذار در آنها تاثيرى نداشت و يا مطلق كفارى كه بر كفر مصمّم و ثابت و راسخند ، و نميشود مراد جميع كفار باشد زيرا بطور قطع انذار در بسيار آنها تأثير داشته و كثيرى از آنها بشرف اسلام مشرف شده