تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
تقبيح كفّار است و اگر قبول كفر در اختيار و قدرت آنها نبود مورد ذمّ و تقبيح قرار نميگرفتند ، و ثانيا آيات بسيارى از قرآن بر امكان ايمان دلالت دارد مانند
وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ يُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى
« 1 » ( چه چيز مردم را مانع شد از اينكه ايمان بياورند موقعى كه هدايت براى ايشان آمد ) و آيه شريفه خطاب بابليس
ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ
« 2 » ( چه چيز ترا مانع شد از اينكه سجده كنى نسبت بآنموجودى كه من به دو دست خود آفريدم ) و ثالثا خداوند در قرآن كريم كفّار و فسّاق را بتماميّت حجّت الزام نموده مانند آيه شريفه
لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ
« 3 » ( براى اينكه بعد از فرستادن پيغمبران براى مردم بر خدا حجتى نباشد ) و آيه شريفه
لَوْ أَنَّا أَهْلَكْناهُمْ بِعَذابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقالُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى
« 4 » ( و اگر ما ايشان را پيش از آمدن بيّنات بواسطه عذاب هلاك مينموديم هر آينه ميگفتند چرا پيغمبر براى ما نفرستادى تا آيات ترا متابعت كنيم پيش از آنكه خوار و رسوا شويم ) و اگر قبول ايمان براى كفار امكان نداشت و ملجأ و مضطرّ بكفر بودند اين خود اقوى حجت و عذر آنها بود و غير اينها از وجوه ديگر كه در جواب آنها گفته‌اند ولى معتزله كه طائفه ديگر از عامّه‌اند از جهت ديگر بخطا رفته و بنده را مستقلّ در افعال خود دانسته و اراده خدا را در افعال عباد مدخليت نداده و باصطلاح قائل بتفويض شده‌اند و ما شمهء از معايب عقيده اين دو طائفه را متذكر شده و مذهب حق را كه امر بين الامرين باشد ذكر مينمائيم
هامش
( 1 ) . سوره اسراء آيه 96 ( 2 ) . سوره ص آيه 75 ( 3 ) . سوره نساء آيه 163 ( 4 ) . سوره طه آيه 134