ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
« 1 » مىباشد آن هم در اثر تقوى بر طرف مىشود ، و يا مراد عقوبات و عذابهاى جسمانى است كه در اثر معصيت انسان گرفتار آنها خواهد شد آنها نيز بواسطه تقوى مرتفع مىشود پس بهر حال تقوى شفاى امراض جسمانى است .
« و صلاح فساد صدوركم » عمده فساد صدر بواسطه وسوسه شيطان است چنانچه در سورة الناس ميفرمايد
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاسِ
و بنصّ قرآن اهل تقوى از اين خطر محفوظ ميباشند
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ
« 2 » ( بدرستى كه اهل تقوى هر گاه برخورد كند آنان را خطورى از شيطان متذكر امر و نهى الهى ميشوند پس در اينهنگام بينايانند )
« و طهور دنس انفسكم »
چركى و كثافت نفس يا از جهت شرك و كفر و عقائد باطله و فاسده است و يا از جهت آلوده شدن بمعاصى و يا از جهت فرو رفتن در دواعى و شهوات نفسانى است و تمام اين آلودگيها به آب تقوى پاك مىشود
« و جلاء غشاء ابصاركم »
غشاء بصر عبارت از پردهاى است كه بواسطه معصيت جلو چشم دل كشيده مىشود چنان كه خداوند درباره كفار ميفرمايد
وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ
« 3 » و ديگر به چشم دل حقايق را درك نميكند و بواسطه تقوى و پرهيز از معصيت خدا اين پرده مرتفع مىشود
« و امن فزع جاشكم »
جاش بمعنى قلب است و فزع و ترس قلب يا براى گرفتاريها و شدائد دنيوى است و خداوند در قرآن وعده داده كه اهل تقوى را از شدائد نجات دهد
وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
« 4 » و نيز فرموده
إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا
و يا فزع قلب براى خوف از مرگ و عقبات بعد از مرگ و عالم برزخ و قيامت است ، آن هم كه بنصّ آيات شريفه و اخبار متواتره اهل ايمان و تقوى از كليّه اين خطرات مصون و محفوظ ميباشند
هامش
( 1 ) . سوره شورى آيه 29
( 2 ) . سوره اعراف آيه 200
( 3 ) . سوره بقره آيه 7
( 4 ) . سوره طلاق آيه 2