بر طرف ميگردد و اهل تقوى به اين سلاحها مسلّحند
« و سهلت له الصعاب بعد انصبابها »
انصباب برنج و تعب در آوردن است و امور صعاب ( دشوار ) يا عبادات شاقّه است كه بواسطه شوق به ثواب بر آنها سهل و آسان مىشود ، يا ترك شهوات نفسانى است كه بواسطه خوف از عقاب و شرم از حضرت ربّ الارباب آسان ميگردد ، و يا تحمل مصائب و شدائد است كه بواسطه معرفت بفناء و گذرنمودن دنيا و اجر جزيل كه در آخرت بر صبر آنها مترتب است هموار ميگردد
« و هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها تا آخر جملات »
هطل باران پى در پى است كه قطرههاى آن بزرگ باشد و تحدّب بمعنى تعطّف و نضوب فرو رفتن آب در زمين و وابل باران تند و ارذاذ باريدن ضعيف و ريز مانند گرد است ، و مراد ظاهرا از اين فقرات خطبه فيوضات باطنيه است كه از خزائن غيب الهى بر اهل تقوى افاضه مىشود و ابواب رحمت ربّانى است كه بر آنان بازميگردد از ازدياد معارف و علوم و دوام توفيق و تأييد و بركات دنيوى و غير اينها از مواهبى كه به آنها عطا ميگردد و بالجمله اين خطبه شامل دو قسمت است يك قسمت فوائد دنيوى تقوى كه ممكن است گفته شود همه آنها در ضمن كلمه هدى من ربّهم مندرج است و يك قسمت فوائد و ثمرات اخروى آن كه كلمه مفلحون متضمّن آنهاست و بسيارى از فوائد مذكوره تقوى شامل هر دو عنوان است چنانچه محتمل بلكه مرجّح اينست كه هر دو قسمت آيه نيز متضمّن سعادت دارين و فوز نشأتين باشد
تمسك مرجئه و وعيديه بآيات
طائفه از عامّه بنام مرجئة قائلند كه اهل كبائر بواسطه ارتكاب كبائر از ايمان خارج نشده و در آخرت اهل نجاتند و يكى از موارد تمسك آنها به اين آيات است كه گفتهاند هر كه داراى اين صفات شش گانه شد بنصّ اين آيه اهل نجات است