و درمان بيمارى بدنهاى شما و شايسته شدن تباهى سينههاى شما و پاك شدن چركى نفسهاى شما و بر طرف شدن پرده چشمهاى شما و ايمن شدن اضطراب درونى شما و روشن شدن سياهى تاريكى شما است ) و پس از ذكر جملاتى چند در فوائد طاعت خدا ميفرمايد
« فمن اخذ بالتقوى عزبت عنه الشدائد بعد دنوّها و احلولت له الامور بعد مرارتها و انفرجت عنه الامواج بعد تراكمها و اسهلت له الصعاب بعد انصبابها و هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها و تحدّبت عليه الرحمة بعد نفودها و تفجّرت عليه النعم بعد نضوبها و و بلت عليه البركة بعد ارذاذها »
تا آخر خطبه ( پس كسى كه تقوى را گرفت سختيها از وى دور ميشوند بعد از آنكه به او نزديك شدهاند و كارها براى او شيرين ميشوند پس از تلخى آنها و امواج بلا از او بر طرف ميشوند بعد از آنكه متراكم شدهاند و دشواريها بر وى آسان ميشوند بعد از آنكه او را برنج درآوردهاند و پى در پى باران كرامت بر او نازل شود بعد از قحطى و قطع شدن آنها و رحمت متوجه او مىشود بعد از آنكه از او نفرت نموده بود و بحار نعم بر او جارى شوند بعد از آنكه آب آنها فرو رفته بود و بركت بر او پياپى فرو - ريزد بعد از آنكه ضعيف و ناچيز شده بود )
« توضيح بعض جملات خطبه »
« فانّ تقوى اللَّه دواء داء قلوبكم »
مراد از داء قلوب امراض باطنى است كه عبارت از اخلاق رذيله و صفات ناپسنديده و ملكات نكوهيده است مانند حسد و كبر و عجب و بخل و رياء و حقد و غير اينها و تقوى دواى اين دردها است از جهات ذيل :
1 - همه معاصى آثار اخلاق رذيله است و انسان وقتى داراى تقوى ( يعنى ترك جميع معاصى و فعل جميع طاعات ) شد تدريجا ملكات رذيله از نفس او زائل و ملكات حميده در آن