« و ضياء سواد ظلمتكم »
انسان ممكن است بسه ظلمت مبتلا شود يكى ظلمت قلب كه از جهت معاصى و اخلاق رذيله است و ديگر ظلمت قبر و ظلمت قيامت و اهل ايمان و تقوى بنصّ آيات قرآن بنور الهى از اين ظلمات خارج ميشوند
« عزبت عنه الشدائد بعد دنوها »
چنانچه قبلا متذكر شديم تمام شدائد در اثر اعمال زشت و كردارهاى بد انسان است و اگر تقوى در ميان آمد شدائد بر طرف ميگردد
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 » ( اگر اهل شهرستانها ايمان ميآوردند و تقوى پيشه مينمودند البته درهاى بركات آسمانها و زمين را بر آنها ميگشوديم ولى پيغمبران و كتابهاى الهى را تكذيب نمودند پس آنان را باعمالشان گرفتار نموديم )
« و احلولت له الامور بعد مرارتها »
چون اهل تقوى خداوند را حكيم و عادل و امور مستند به او را موافق حكمت و عين صلاح ميدانند لذا به قضاى الهى راضى ، و در بليات او شكيبا و نسبت باوامر و نواهى او تسليم ميباشند و همه اينها براى آنان شيرين و گواراست زيرا مرارت كارهاى دشوار را ، علم برضاى پروردگار و اميد بپاداش بسيار ، شيرين و گوارا مينمايد و در حديث قدسى است كه
« انّ من عبادى من لا يصلحه الا الفقر فلو اغنيته لا فسده ذلك و انّ من عبادى من لا يصلحه الا الغناء فلو افقرته لا فسده ذلك »
تا آخر حديث « 2 » ( بدرستى كه بعضى از بندگانم را جز فقر چيزى شايسته نيست و اگر او را غنى گردانم اين غنا او را فاسد ميگرداند ، و بعضى از بندگانم را جز غنا چيزى شايسته نيست اگر او را فقير گردانم ، فقر او را فاسد مىكند )
« و انفرجت عنه الامواج بعد تراكمها »
مراد از امواج يا امواج هموم دنيوى است كه بصبر منفرج مىشود ، يا امواج بلاها است كه آنها نيز در اثر طاعت و ترك معصيت و دعاء دفع ميشوند ، و يا امواج هواهاى نفسانى است كه بواسطه ترك هوى
هامش
( 1 ) . سوره اعراف آيه 94
( 2 ) . جامع السعادات