لازم است و گر نه ظنّ يا شكّ و يا وهم است ، سوم مطابق با واقع است و گر نه جهل مركّب خواهد بود ، چهارم توجه و التفات در آن لازم است و اگر غفلت در آن آمد علم است نه يقين .
و براى يقين سه مرتبه ذكر كردهاند : علم اليقين ، عين اليقين ، حق اليقين كه بيان آن در مراتب ايمان ذكر شد و از پيغمبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت شده « 1 » كه فرمود
« يا عجبا كل العجب من الشاكّ فى اللَّه و هو قد يرى خلقه و عجبا ممّن يعرف النشأة الاولى و ينكر النشأة الاخرة و عجبا ممّن ينكر البعث و النشور و هو كل يوم و ليلة يموت و يحيى و عجبا لمن يؤمن بالجنة و ما فيها من النعيم و يسعى للدار الغرور و عجبا للمتكبر الفخور و هو يعلم ان اوله نطفة مذرة و آخره جيفة قذرة »
( عجب است از كسى كه در وجود خدا شك دارد و حال آنكه آفرينش خدا را مىبيند و عجب است از كسى كه ميشناسد دار دنيا را و منكر دار آخرة است و عجب است از كسى كه منكر بعث و زنده شدن در قيامت است و حال آنكه هر روز و هر شب ميميرد و زنده مىشود « ميخوابد و برميخيزد » و عجب است از كسى كه ايمان ببهشت و نعم آن دارد و براى دار غرور « دنيا » كوشش مىكند و عجب است از متكبر به خود بالنده و حال آنكه ميداند اولش نطفه گنديده و آخرش مردار پليد است ) و بالجمله خداوند در اين آيات صفات متقين را بيان فرموده و مجموع آنها شش صفت است : ايمان بغيب ، اقامه صلوة ، انفاق از آنچه به او روزى داده ، ايمان به آنچه بر پيغمبر نازل شده ، ايمان به آنچه بانبياء سلف نازل شده ، ايقان بآخرت كه چهار صفت از آنها جزو اعتقادات و دو صفت آنها جزو اعمال و فرائض است و معلوم است كه صفات متقين منحصر به اينها نيست و آيات نيز در مقام حصر صفات نبوده است و صفات متقين بسيار است كه انشاء اللَّه در بيان خطبه امير المؤمنين عليه السّلام متذكر خواهيم شد
هامش
( 1 ) . وافى باب مواعظ