منفك نيست پس صلوة نسبت به خدا همان فعل خير است كه عبارت از انحاء رحمت و نعمت و بركت باشد و اراده خير از فرشتگان و مردم طلب خير از خداوند است ، و خير تمام بركات و انحاء رحمت و نعمت دنيوى و مثوبات اخروى و شفاعت و ارتفاع درجه و نظائر اينها را شامل مىشود علاوه بر اينكه اگر صلوة از جانب خدا بمعنى خصوص رحمت باشد در آيه شريفه
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ
« 1 » عطف شيئى بنفسه لازم آيد و حال آنكه ظاهر در عطف مغايرت است ولى بنا بر آنكه معنى صلوة اراده خير باشد عطف خاص بعام خواهد بود و آن مستحسن است و امّا بحسب شرع عبارت از فريضه اسلامى است كه مركّب و معجون از قيام و قعود و ركوع و سجود و قرائت و تكبير و تهليل و تسبيح و تحميد و شهادت بوحدانيت حق و رسالت نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و درود و تسليم مىباشد و باختلاف مكلّفين و اختلاف حالات و خصوصيّات مختلف مىشود و كلام در ثبوت حقيقة شرعيّة و اينكه آيا موضوع براى صحيح يا اعمّ است و تصوير قدر جامع بين صحيحى و اعمّى مربوط باصول فقه است و در آنجا بيان شده كه در امثال اين گونه فرائض حقيقت شرعيّه ثابت و موضوع براى صحيح است و اطلاق بر اعمّ از باب مجاز مىباشد و قدر جامع آن اندازه است كه سقوط تكليف را موجب مىشود
« موضع دوم در بيان فضيلت و اهميت صلوة »
آيات و اخبار در فضيلت و اهميّت نماز بسيار است و حكم عقل و اعتبار نيز بر فضيلت آن قائم است و ما در اين موضع بنقل كلام مرحوم صاحب جواهر كه مستفاد از مضامين آيات و اخبار است اكتفاء ميكنيم :
« قال فى الجواهر الّتى تنهى عن الفحشاء و المنكر و بها تطفى النيران
هامش
( 1 ) . سوره بقرة آيه 152