تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
باطل دانسته‌اند زيرا مجرّد اقرار ، بدون اينكه ترجمان اعتقاد قلبى باشد نفاق است نه اسلام و بعضى ايمان را اعتقاد مقرون به عمل و اسلام را مجرّد اعتقاد دانسته‌اند و برخى اسلام را اعتقاد باصول دين كه عبارت از امورى است كه جميع فرق مسلمين بر آن متّفقند و ايمان را اعتقاد باصول دين و مذهب كه عبارت از اعتقادات مذهب شيعه اثنى عشرى باشد دانسته‌اند و بعضى اسلام را اخصّ از ايمان شمرده گفته‌اند اسلام ايمان مقرون بتسليم است و مسلم را در اين دعاء بر اين معنى حمل كرده‌اند « اللّهمّ اغفر للمؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات » و در كافى « 1 » از سماعة روايت مىكند كه گفت خدمت حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم مرا خبر ده از اسلام و ايمان آيا مختلفند ؟ فرمود « ايمان با اسلام مشاركت دارد ولى اسلام با ايمان مشاركت ندارد » عرض كردم براى من توصيف فرمائيد ، فرمود « اسلام شهادت به كلمه لا إله الّا اللَّه و تصديق برسول خدا است كه بواسطه اين شهادت خونها حفظ ، و نكاحها و ارثها بر آن جارى مىشود و بر اين ظاهر جماعتى از مردم هستند ، و ايمان هدايت و راه يافتن است و آن چيزى است كه از صفت اسلام در دل ثابت ميگردد و آنچه از عمل بواسطه آن ظاهر مىشود و ايمان از اسلام بدرجهء بالاتر است ، زيرا ايمان با اسلام در ظاهر مشاركت دارد ولى اسلام با ايمان در باطن مشاركت ندارد اگر چه در گفتار و صفت با هم مجتمع ميشوند » و تحقيق در اين مقام اينست كه اسلام و ايمان بر حسب حقيقت يك امر قلبى است داراى مراتب متعدّد كه هر كجا بحسب قرائن حاليّه و مقاليّه بايد حمل بر آن مرتبه نمود ولى بحسب ظاهر اگر كسى اعتراف بشهادتين و التزام بلوازم آن نمود تا وقتى كه كشف خلاف نشده مسلمانان موظفند احكام اسلام را بر چنين كسى بار كنند
هامش
( 1 ) . كتاب الايمان و الكفر باب الايمان شرك الاسلام و لا عكس ص 25