« توضيح »
از اول حديث تا جمله
« غنى لمن قنع »
فوائد و ثمرات ايمان را بيان فرموده و آنها سى و هشت فائده است و از جمله « فذلك الحق » تا « صفته الحسنى » اين فوائد را در سه جمله خلاصه نموده و از جمله « فهو ابلج المنهاج » تا كريم الفرسان » ايمان را بمسابقه اسب دوانى تشبيه كرده كه خداوند بين مؤمنان كه سواران اين مسابقهاند در ميدان دنيا برقرار كرده و غايت آن را مرگ و جايزه آن را بهشت قرار داده و صفات و خصوصيات ده گانهء براى متعلّقات اين مسابقه ذكر فرموده و سپس از جمله
« فالايمان منهاجه »
به ترتيب مصاديق هر يك از آنها را نسبت بايمان بيان نموده است و اين صفات ده گانه موجب و علّت براى فوائد مذكور قرار داده و از جمله « فبالايمان » هر يك از اين صفات را بطور منظم علّت آن ديگر شمرده است و نكته ديگرى كه از جمله
« فالتقوى سنخ الايمان »
استفاده مىشود اينست كه قوس نزول منطبق بر قوس صعود است از همان نقطه دايره كه شروع مىشود به همان نقطه ختم ميگردد يعنى از ايمان آغاز ، و بايمان پايان مييابد و همه يك حقيقت است كه عبارت از ايمان مىباشد
« مقام پنجم در فرق بين اسلام و ايمان »
در كتب عامّه و خاصّه در جهات فرق بين اسلام و ايمان اختلاف بسيار است بعضى ايمان را اعتقاد قلبى و اسلام را مجرّد اقرار به زبان دانسته و به آيه شريفه
قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ
« 1 » تمسّك جستهاند و بعضى ايمان را اعتقاد راسخ و اسلام را اعتقاد غير راسخ شمرده و آيه شريفه را بر اين معنى حمل نموده و عدم دخول قلب را بعدم رسوخ تفسير نموده و قول اول را
هامش
( 1 ) . سوره حجرات آيه 14