تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
سابق گذشت و در اين مورد مؤمن اخصّ از مسلم است و در بعض موارد اطلاق اسلام اخصّ از ايمان است مانند
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » كه خطاب به حضرت ابراهيم است بعد از آنكه بسيارى از مدارج كمال ايمان را پيموده است و بالجمله همه اين اطلاقات از قبيل بيان مصاديق است و دليل بر تعدد حقيقت نيست و اسلام و ايمان حقيقت واحدى است مقول بتشكيك و ذى مراتب و اللَّه العالم « بالغيب » در اين كلمه از چند جهت بحث مىشود 1 - در ( باء ) آن بعضى گفته‌اند براى تعدية است بنا بر اين غيب متعلّق ايمان مىشود يعنى ايمان ميآورند بامورى كه غيب و نامشهود است و بعضى گفته‌اند براى مصاحبة است يعنى ايمان در حال حضور آنان مقرون و مصاحب با ايمان در حال غيب و نهان است و مانند منافقين نيستند كه در آيات بعد ميفرمايد
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ
« 2 » ( هر گاه مؤمنين را ملاقات ميكنند ميگويند ايمان آورديم و وقتى با رؤساى كفر خلوت ميكنند ميگويند ما با شما هستيم ) و بعضى گفتند براى استعانت و آلت است يعنى ايمان آنها بقلب است كه شيئى غيب و نهانى است نه به زبان مانند منافقين نيستند كه
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ
« 3 » ولى ظاهر همان معنى اول است كه بدون تكلّف و مطابق اخبارى است كه در ذيل تفسير آيه ذكر شده 2 - در معنى غيب : ضدّ شهود و حضور است و امور غيبى يعنى امورى كه بواسطه حواس ظاهره ادراك نشود و از نظر پنهان باشد بنا بر اين ايمان بغيب ايمان بامورى است كه از راه حواس ظاهرى پيدا نشود بلكه از راه براهين عقليه و استدلالات علميّه براى انسان حاصل شود ، مانند ايمان بوجود صانع و توحيد و صفات او
هامش
( 1 ) . سوره بقره آيه 135 ( 2 ) . سوره بقره آيه 13 ( 3 ) . سوره فتح آيه 11