نشأتين او را آگاه ميسازد ، و اگر انسان بهدايت آنان مهتدى گرديد و قابليّت وصول بنعم اخروى را كه عبارت از تكميل نفس و تحصيل معارف و ملكات فاضله و اخلاق پسنديده است واجد شد البته بسعادت دنيا و آخرت و فيوضات غير متناهى حق نائل خواهد شد .
و از اينجهت اطلاق هادى بر عقل مىشود زيرا انسان را بخير و شر دلالت مىكند و بر رسول و امام و عالم نيز مىشود چون بسعادت و رستگارى نشأتين راهنمايى مينمايند ولى در حقيقت هادى ذات مقدّس حقتعالى است و اينها وسائل و اسبابى است كه براى هدايت بشر قرار داده است و هدايت يا ارائه طريق و ارشاد است كه شأن داعيان الى اللَّه مىباشد و يا ايصال و رسانيدن بغايت و مقصود است كه بواسطه تاييدات و توفيقات و مزيد عنايات حضرت بارى نسبت ببندگان تحقّق مييابد و چون انسان در هيچ امرى استقلال كامل ندارد و آن به آن محتاج بامداد و اعانت حق است ، بايد دائما و قدم بقدم تسديد و توفيق حق تبارك و تعالى شامل حال او شود و او را يارى و مدد فرمايد تا صراط مستقيم و راه سعادت خود را طى نمايد و به منزل مقصود و غايت مطلوب برسد و از اين بيان واضح مىشود كه بنده دائما بايد طلب هدايت از درگاه حضرت احديّت نمايد و اشكالى كه بعضى نموده به اينكه اشخاصى كه در صراط مستقيمند چگونه طلب هدايت بصراط مستقيم مينمايند به اين بيان كاملا مرتفع مىشود و احتياج بتوجيهات بارده بعضى از مفسّرين ندارد و صراط بمعنى راه است و آن بر دو قسم است يكى صراط قيامت و آن پلى است كه بر روى جهنّم كشيده شده و همه بايد از آن عبور كنند و هر كه از آن گذشت اهل نجات و نائل ببهشت مىشود و گر نه ساقط در جهنّم ميگردد و آيه شريفه
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا