مذهب را مذهب اختيار و امر بين الامرين گويند و اين آيه مباركه اين مذهب را اثبات و آن دو مذهب را رد مىكند ، زيرا فعل عبادت و استعانت را ببنده نسبت ميدهد ولى كمك و يارى و نيروى بر انجام فعل را از خدا ميخواهد ، و تفصيل كلام را در اين باره در محل مناسبتر بيان خواهيم كرد انشاء اللَّه تعالى و در مجلد اول كلم الطيب صفحه 137 - 146 بيان كردهايم مطلب سوم : مفاد حصرى كه در دو جمله
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
از تقديم مفعول استفاده مىشود مختلف است در جمله اول حصر از جهت استحقاق عبوديت است كه غير ذات حق تبارك و تعالى استحقاق عبوديت ندارد .
و در جمله دوم از جهت منحصر بودن احتياج بنده باعانت پروردگار و عدم احتياج او به غير حق است زيرا هر كه و هر چه غير حق باشد محتاج و نيازمند به حضرت اوست و او براى بندهاش كافى و بس است
أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ
« 1 » ( آيا خدا بندهاش را كافى نيست ؟ ) و هر كه دست احتياج و اميدش را پيش غير او دراز كند خداوند اميد او را قطع مىكند چنانچه در حديث قدسى ميفرمايد و عزتى و جلالى لا قطعن امل آمل غيرى ( قسم بعزت و جلالم البته اميد هر كسى كه به غير من اميدوار باشد قطع خواهم كرد ) « 2 » و اين خود يكى از مراتب توحيد بلكه مرتبه اعلاى آنست كه از آن بتوحيد نظرى تعبير مىشود يعنى انسان در همه كارها نظرش به خدا باشد و بس ، اميدش به غير او و خوفش از غير او و توكل و اعتمادش بر غير او نباشد ، جز او نبيند و جز او نخواهد و بجز او علاقهء نداشته باشد
ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ
« 3 »
هامش
( 1 ) . سوره الزمر آيه 37
( 2 ) . سندش به نظر نرسيده
( 3 ) . سوره الاحزاب آيه 4