تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
در مورد جزاء يا غير آن ندارد
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 1 » و هر كسى را بحسب عمل و قابليّت او جزاء و پاداش خواهد داد
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
( ترا عبادت مىكنيم و از تو يارى ميجوئيم ) در بيان اين آيه چند مطلب را بايد متذكر شويم : مطلب اول در رجوع از غيبت بخطاب : يكى از محسنات كلام در لسان عرب رجوع از غيبت بخطاب و حضور و يا عكس آن است و اين در آيات قرآن و خطب و كلمات فصحاء بسيار است كه براى اشعار مطلبى يا تلويح و اشاره بامرى از حالت غياب بخطاب يا حضور بازگشت نموده و كلام را ادامه ميدهند يا از حالت حضور و خطاب به حالت غياب رجوع نموده و مقصودشان را بيان ميكنند . و در آيه شريفه وجه رجوع از غيبت بخطاب اينست كه چون در آيات قبل كمالات و صفات حضرت بارى را ذكر نمود بمنزله علّت بود بر اينكه بنده بايد در جميع حالات متوجه به او باشد و جز او كسى را نپرستد و از غير او كمك نخواهد لذا متوجه به او شده ميگويد
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
و از همين جهت كلمه اياك « مفعول » را بر نعبد و نستعين « فعل » مقدم داشت كه دليل بر حصر باشد زيرا غير حقّ خالى از اين كمالات و شئونات بوده نه سزاوار پرستش و نه قابل استعانت هستند و اين آيه اساس شرك را ابطال نموده و بصداى رسا و بيانى مبنى بر برهان به تمام مشركين گوشزد كرده كه بت و آتش و شمس و كواكب و گاو و گوساله و هر چه و هر كه غير خداست چون نقص صرف و احتياج محض و خالى از هر گونه كمال ذاتى است لايق پرستش و قابل نيايش نميباشند و از اينجهت به صيغه متكلم مع الغير آورد يعنى همه باتفاق متوجه بچنين معبودى بوده و دست نياز بدرگاه بىنياز او دراز نموده‌ايم و گويا از زبان همه ممكنات ميگويد
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
و اگر زبان بعض از آنها ( مانند كفار و مشركين )
هامش
( 1 ) . سوره المؤمن آيه 16