تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١

باب القاف

مع الالف

قسطا

- [ بكسر قاف و سكون سين مهمله با طاى مهمله ] پسر لوقاست و ايشان دو حكيم‌اند از يونان . مثالش ناصرخسرو گويد : بيت
هر كسى چيزى « 1 » همى گويد بتيره راى خويش * تا گمان آيد كه او قسطاى بن لوقاستى
و از السنهء فضلاء چنين مسموع شد كه مولد لوقا بعلبك است و لهذا قسطاى بن لوقاى بعلبكى گويند . و « 2 » نام ماهيى نيز باشد بغايت عظيم جثه . مثالش شيخ آذرى فرمايد : [ بيت ]
ماهيى « 3 » هست نام او قسطا * بال « 4 » هم مثل اوست در بالا
- - اما حركت اولش به اين معنى ظاهر نشد - - * [ 1 ] .

قرا

- [ بكسر قاف با راى مهمله ] منجنيق باشد .

قلما

- [ بلام و ميم . به وزن فردا ] فلاخن باشد .

قبا

- نام شهريست [ 2 ] .

قنديل ترسا

- يعنى قنديلى كه دايم در كليسيا آويخته باشد . مثالش حكيم خاقانى گويد : بيت
زبان روغنينم ز آتش آه * بسوزد چون دل قنديل ترسا « 5 »
هامش
( 1 ) - « س » : چيزى . ( 2 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 3 ) - « س » : ماهى . ( 4 ) - « س » ندارد . ( 5 ) - « س » « الف » : برشا . ( متن از « ب » و « ن » است ) .
( 1 ) اين معنى در برهان نيست . و نيز اينكه برهان گويد : گويند قسطا نام كتابيست از لوقا بر اساسى نباشد . ( 2 ) قباء موضعى است به حجاز نزديك مدينه و جايى ميان مكه و بصره . و قبا شهرى است به فرغانه ( حاشيهء برهان بنقل از منتهى الارب ) .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1001 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )