باب القاف
مع الالف
قسطا
- [ بكسر قاف و سكون سين مهمله با طاى مهمله ] پسر لوقاست و ايشان دو حكيماند از يونان . مثالش ناصرخسرو گويد :
بيت
هر كسى چيزى « 1 » همى گويد بتيره راى خويش * تا گمان آيد كه او قسطاى بن لوقاستى
و از السنهء فضلاء چنين مسموع شد كه مولد لوقا بعلبك است و لهذا قسطاى بن لوقاى بعلبكى گويند . و « 2 » نام ماهيى نيز باشد بغايت عظيم جثه .
مثالش شيخ آذرى فرمايد :
[ بيت ]
ماهيى « 3 » هست نام او قسطا * بال « 4 » هم مثل اوست در بالا
- - اما حركت اولش به اين معنى ظاهر نشد - - * [ 1 ] .
قرا
- [ بكسر قاف با راى مهمله ] منجنيق باشد .
قلما
- [ بلام و ميم . به وزن فردا ] فلاخن باشد .
قبا
- نام شهريست [ 2 ] .
قنديل ترسا
- يعنى قنديلى كه دايم در كليسيا آويخته باشد . مثالش حكيم خاقانى گويد :
بيت
زبان روغنينم ز آتش آه * بسوزد چون دل قنديل ترسا « 5 »
هامش
( 1 ) - « س » : چيزى .
( 2 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 3 ) - « س » : ماهى .
( 4 ) - « س » ندارد .
( 5 ) - « س » « الف » : برشا . ( متن از « ب » و « ن » است ) .
( 1 ) اين معنى در برهان نيست . و نيز اينكه برهان گويد : گويند قسطا نام كتابيست از لوقا بر اساسى نباشد .
( 2 ) قباء موضعى است به حجاز نزديك مدينه و جايى ميان مكه و بصره . و قبا شهرى است به فرغانه ( حاشيهء برهان بنقل از منتهى الارب ) .