تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1643

مساهمون:

ص١٦٤٣
[ بيت ]
نخورده سيلى سرپنجهء زور * نليسيدست گاو حادثاتش

كچه‌گل كردن

- كنايه از ظاهر شدن راز باشد .

گرگ‌بند

- كنايه از زبون كردن باشد . مثالش نظامى گويد : [ بيت ]
ازين گربه « 1 » گون خاك تا چند چند * بشيرى توان كردنش گرگ‌بند

گل‌مهره « 2 »

- يعنى گروهه . مثالش خلاق المعانى : بيت
زمانه از تو به گل مهره گوهرى بخريد * كه قدر آن نشناسد كسى ز والايى
و نيز كنايه از زمين و قالب آدمى باشد [ 1 ] و از بيت مرقوم نيز اين معنى مىتوان فهميد . مثالش بمعنى دوم شيخ نظامى فرمايد : بيت
چه دانى چه صنعت درانداخته * كه گل‌مهره جان تو پرداخته
و بمعنى اول نيز اين بيت مناسبت دارد . بيت

گرگ‌دو

- كنايه از دويدن بسرعت باشد . مثالش ملا جامى فرمايد : [ بيت ]
كهنه كركاويى « 3 » برابر داشت * كرد در پاى و گرگ دو برداشت

كوته‌نظر

- كنايه از عاقبت ناانديش و بىتدبير باشد چنان كه « 4 » شيخ سعدى گويد : بيت
چشم كوته‌نظران برورق روى نگارين * خط همىبيند و عارف قلم صنع خدا را
و بمعنى بخيل نيز گويد . مثال اين معنى هم او [ 2 ] فرمايد : [ بيت ]
تو كوته نظر بودى و سست‌راى * كه مشغول گشتى بجغد از هماى
معنى اول نيز ازين بيت مىتوان فهميد . و كوتاه بين نيز گويند بهر دو معنى و بمعنى اول نيز هم او [ 2 ] فرمايد :
هامش
( 1 ) - « س » : كريه . ( متن از « غ » است ) . ( 2 ) - اين تركيب از « غ » است . ( 3 ) - « س » : كركاوى . ( 4 ) - اصل : چنانچه .
( 1 ) و هر گلوله و مهره كه از گل سازند . ( برهان ) . ( 2 ) يعنى : سعدى .