رشك فرمودن و شماتت كردن و غالب شدن باشد .
انورى گويد :
[ بيت ]
آب انگور بو كه سعى كند * كه غمم غوره درنيفشارد
و معنى اول و دوم ازين بيت مولوى معنوى مستنبط مىشود :
[ بيت ]
بىبرگ نشايد كه دگر غوره فشارد * در ميكده اكنون كه توانگور فشارى
باب الفاء
فرس نهادهء تست
- يعنى مغلوب تست .
مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
دوران كه فرس نهادهء تست * با هفت فرس پيادهء تست
فريادخوان
- كنايه از دادخواه و مظلوم باشد . شيخ سعدى گويد :
[ بيت ]
نه باران همىبارد از آسمان * نه برمىرود دود فريادخوان
فراخآستين
- كنايه از كريم باشد [ 1 ] .
مثالش شيخ نظامى فرمايد :
[ بيت ]
فراخآستين شو ازين سبزشاخ * فتد ميوه در آستين فراخ
فروكش كردن
- كنايه از اقامت باشد [ 2 ] . مثالش حافظ شيراز گويد :
بيت
دل گفت فروكش كنم اين شهر ببويش * بيچاره « 1 » ندانست كه يارش سفرى بود
فروگذاشت
- كنايه از تقصير و اهمال باشد [ 3 ] . مثالش سراج الدين راجى گويد :
[ بيت ]
در خير فروگذاشت كردن * از عادت صاحبكرم نيست
فسردهپستان
- كنايه از زن نازاينده « 2 »
هامش
( 1 ) - « س » : بيجاره .
( 2 ) - « س » : ناراينده .
( 1 ) و جوانمرد و صاحب همت و بخشنده ( برهان ) .
( 2 ) و دعوا كردن بالجاجت و سماجت . ( برهان ) .
( 3 ) و ضايع ساختن . ( برهان ) .