تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1637

مساهمون:

ص١٦٣٧
رشك فرمودن و شماتت كردن و غالب شدن باشد . انورى گويد : [ بيت ]
آب انگور بو كه سعى كند * كه غمم غوره درنيفشارد
و معنى اول و دوم ازين بيت مولوى معنوى مستنبط مىشود : [ بيت ]
بىبرگ نشايد كه دگر غوره فشارد * در ميكده اكنون كه توانگور فشارى

باب الفاء

فرس نهادهء تست

- يعنى مغلوب تست . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت
دوران كه فرس نهادهء تست * با هفت فرس پيادهء تست

فريادخوان

- كنايه از دادخواه و مظلوم باشد . شيخ سعدى گويد : [ بيت ]
نه باران همىبارد از آسمان * نه برمىرود دود فريادخوان

فراخ‌آستين

- كنايه از كريم باشد [ 1 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد : [ بيت ]
فراخ‌آستين شو ازين سبزشاخ * فتد ميوه در آستين فراخ

فروكش كردن

- كنايه از اقامت باشد [ 2 ] . مثالش حافظ شيراز گويد : بيت
دل گفت فروكش كنم اين شهر ببويش * بيچاره « 1 » ندانست كه يارش سفرى بود

فروگذاشت

- كنايه از تقصير و اهمال باشد [ 3 ] . مثالش سراج الدين راجى گويد : [ بيت ]
در خير فروگذاشت كردن * از عادت صاحب‌كرم نيست

فسرده‌پستان

- كنايه از زن نازاينده « 2 »
هامش
( 1 ) - « س » : بيجاره . ( 2 ) - « س » : ناراينده .
( 1 ) و جوانمرد و صاحب همت و بخشنده ( برهان ) . ( 2 ) و دعوا كردن بالجاجت و سماجت . ( برهان ) . ( 3 ) و ضايع ساختن . ( برهان ) .