تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1628

مساهمون:

ص١٦٢٨
بيت
واعظى بر فراز منبر گفت * كه چو پيدا شود سراى نهفت

سينه كردن

- تيرى كه اندازند اگر بر زمين آيد و بازخيز كند گويند سينه كرد . چنان كه « 1 » مولانا قمى فرمايد : بيت
كنون كه تير فلك سينه كرد سينه بدزد * بجست برق بلا نم در آبگينه بدزد
و بمعنى تفاخر كردن نيز آيد : بيت
سينه مكن گرچه سمن‌سينه‌اى * زانكه همه مهر نه‌اى كينه‌اى

سايه‌پرورد

- كنايه از آسوده باشد و مشقت‌ناكشيده باشد و در فرهنگ كنايه از مفت‌خوار « 2 » نيز باشد . مثال اول حافظ شيراز گويد : [ بيت ]
گفتمش بگذر زمانى گفت معذورم بدار * سايه پروردى چه تاب آرد غم چندين غريب
و شيخ سعدى نيز فرمايد : [ بيت ]
سايه‌پرورد را چه طاقت آن * كه رود با مبارزان بجدال

سبك‌سايه

- كنايه از گذرنده و كم‌بقا باشد .

سبكسران

- كنايه از اصحاب قلوب . و بمعنى فرومايگان و سفيهان نيز باشد .

سبو شكستن

- كنايه از نوميد شدن باشد [ 1 ] .

سرآمدن « 3 »

- كنايه از آخر شدن « 4 » باشد . مثالش شيخ سعدى گويد : [ بيت ]
يكى را اجل بر سر آورد جيش * سرآمد برو روزگاران عيش
و كنايه از مهتر « 5 » شد و سردار شد نيز باشد . مثال
هامش
( 1 ) - اصل : چنانچه . ( 2 ) - اصل : هفت‌خوار . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 3 ) - اصل : سر آوردن . ( متن تصحيح قياسيست براساس شعر شاهد ) . ( 4 ) - « س » : شد . ( متن از « غ » است ) . ( 5 ) - اصل : بهتر . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 1 ) و شراب بريختن و منع شراب كردن ( برهان ) .