بيت
واعظى بر فراز منبر گفت * كه چو پيدا شود سراى نهفت
سينه كردن
- تيرى كه اندازند اگر بر زمين آيد و بازخيز كند گويند سينه كرد . چنان كه « 1 » مولانا قمى فرمايد :
بيت
كنون كه تير فلك سينه كرد سينه بدزد * بجست برق بلا نم در آبگينه بدزد
و بمعنى تفاخر كردن نيز آيد :
بيت
سينه مكن گرچه سمنسينهاى * زانكه همه مهر نهاى كينهاى
سايهپرورد
- كنايه از آسوده باشد و مشقتناكشيده باشد و در فرهنگ كنايه از مفتخوار « 2 » نيز باشد . مثال اول حافظ شيراز گويد :
[ بيت ]
گفتمش بگذر زمانى گفت معذورم بدار * سايه پروردى چه تاب آرد غم چندين غريب
و شيخ سعدى نيز فرمايد :
[ بيت ]
سايهپرورد را چه طاقت آن * كه رود با مبارزان بجدال
سبكسايه
- كنايه از گذرنده و كمبقا باشد .
سبكسران
- كنايه از اصحاب قلوب . و بمعنى فرومايگان و سفيهان نيز باشد .
سبو شكستن
- كنايه از نوميد شدن باشد [ 1 ] .
سرآمدن « 3 »
- كنايه از آخر شدن « 4 » باشد .
مثالش شيخ سعدى گويد :
[ بيت ]
يكى را اجل بر سر آورد جيش * سرآمد برو روزگاران عيش
و كنايه از مهتر « 5 » شد و سردار شد نيز باشد . مثال
هامش
( 1 ) - اصل : چنانچه .
( 2 ) - اصل : هفتخوار . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 3 ) - اصل : سر آوردن . ( متن تصحيح قياسيست براساس شعر شاهد ) .
( 4 ) - « س » : شد . ( متن از « غ » است ) .
( 5 ) - اصل : بهتر . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 1 ) و شراب بريختن و منع شراب كردن ( برهان ) .