تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1624

مساهمون:

ص١٦٢٤
مصاف و در مباحثه و درمانده شدن .

ز دست برگيرم

- يعنى رفع كنم [ 1 ] . مثالش ظهير فاريابى : [ بيت ]
بخشم گفتى زودت ز دست برگيرم * چگويمت كه بدستت درست و بتوانى

زادهء شش روز

- كنايه از كل مخلوقات باشد [ 2 ] مثالش خاقانى گويد : بيت
دادهء نه چرخ را در خرج يكدم مىنهيم * زادهء شش روز را بر خوان يك شب مىخورم

زبان دادن

- كنايه از عهد و شرط كردن . فردوسى گويد : [ بيت ]
زبان دادن دستان « 1 » كه تا رستخيز * نه‌بيند نيام مرا تيغ تيز
و نيز كنايه از رخصت تكلم دادن . امير خسرو گويد : بيت
زبانش داد شاه و مرد در سنج * در سنجيده بيرون ريخت از گنج

زنجيرى

- كنايه از فرمانبردار و مطيع باشد [ 3 ] .

زودخيز « 2 »

- كنايه از فرمانبردار و مطيع باشد . هم او [ 4 ] گويد : بيت
بفرمود تا خازن زودخيز * كند پيل بالا بر آن گنج‌ريز

باب السين

سر خاريدن

- يعنى نوميد شدن . و نيز كنايه از عاجز شدن در جواب خصم و شرمنده شدن . و نيز راغب كردن و تملق نمودن مر ديگرى را و لطف نمودن و تسلى ساختن . « 3 » مثال معنى اول و دوم شيخ سعدى گويد : شعر
خارى چه بود بپاى مشتاق * تيغش بزنى كه سر نخارد « 4 »
هامش
( 1 ) - « س » : دستا . ( 2 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است . ( 3 ) - « س » : غلق . ( 4 ) - « س » : نخاره .
( 1 ) برهان ندارد . ( 2 ) در برهان زادهء شش روزه آمده است . ( 3 ) در برهان كنايه از ديوانه است . ( 4 ) يعنى : امير خسرو .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1624 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )