تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1613

مساهمون:

ص١٦١٣
و كنايه از انگور نيز باشد . چنان كه « 2 » انورى گويد : بيت
دختررز كه تو بر طارم تاكش ديدى * مدتى شد كه در آونگ سرش در كنب است

در خون شدن

- كنايه از قصد كشتن كردن . مثالش امير مختارى گويد : [ بيت ]
مردمان از رشك در خون من مسكين شوند * چون به حال عشق او ياد من مسكين كنند

درون‌دار

- كنايه از منافق باشد [ 1 ] مثالش امير خسرو : [ بيت ]
معتبر عالم و جاهل شده * گرچه درون‌دار و سيه‌دل شده

درون‌پرور

- كنايه از صاحب‌دل باشد [ 2 ] مثالش شيخ نظامى فرمايد : [ بيت ]
پرورش‌آموز درون پروران * روز برآرندهء روزىخوران

دندان تيز كردن

- كنايه از طمع بستن باشد [ 3 ] . مثالش اسفرنگى : [ بيت ]
اى حلقهء خاتم سليمان * بر لعل تو تيز كرده دندان

دندان زدن

- كنايه از خصومت كردن و برابرى نمودن . سوزنى گويد : [ بيت ]
كسى كه با تو بدندان زنى برون آيد * بود زمانه مر او را بقهر دندان كن

دوگانه

- بمعنى دوتا باشد . و نيز كنايه از دو ركعت نماز باشد . چنان كه « 1 » نزارى گويد : شعر
غلام همت آنم كه چون نزارى مست * پس از دوگانهء ايزد سه‌گانه‌اى گير دست

داردار « 2 »

- كنايه از غوغا و فتنه باشد [ 4 ] چنان كه حكيم لامعى جرجانى گويد :
هامش
( 1 ) - اصل : چنانچه . ( 2 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است .
( 1 ) و بداندرون و كينه‌ور . ( برهان ) . ( 2 ) و صاحب مجاهده و بدست‌آورندهء دل مردمان ( برهان ) . ( 3 ) در برهان معنى چسبيدن و برابر كردن و خصومت ورزيدن و كينه خواستن دارد . ( 4 ) برهان ندارد .