تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1610

مساهمون:

ص١٦١٠
كنان باشد [ 1 ] . مثالش شيخ سعدى فرمايد : بيت
دامن‌كشان كه مىروى امروز بر زمين * فردا غبار كالبدت بر هوا رود

دم دادن « 1 »

- يعنى فريب دادن و در مغلطه انداختن [ 1 ] . مثالش سراج الدين راجى گويد : بيت
بسى دم دادمش ليكن نشد رام * دعا هرچند كردم داد دشنام

دبه در پاى شتر افكندن « 1 »

- كنايه از مرتكب امر خطير شدن باشد كذا فى الاصطلاحات مثالش انورى گويد : بيت
مكن بپاى شتر دبه در ميفكن و رو * مبند ، بردو ندانم كجاى زنت ، جرس
و بخاطر مىرسد كه بمعنى بر سر پرخاش آوردن و فتنه انگيختن نيز باشد و ببيت مرقوم نيز اين معنى انسب است .

دهن‌دريده

- كنايه از ياوه‌گو و بىحيا باشد . مثالش سراج راجى گويد : [ بيت ]
گل ار به روى تو دعوى كند مشو درهم * دهن‌دريده بجز بىحيا نمىباشد

ديوار كوتاه

- كنايه از عاجز و زبون باشد . مثالش امير شاهى گويد : شعر
غمت صد رخنه در جان كرد ما را * مگر ديوار ما كوتاه‌تر ديد

ديو مردم

- يعنى جنى . و ديگر مفسد و غماز و مفتن . و بمعنى نسناس نيز آمده .

داغ شدن

- بغايت آزرده شدن و كنايه از معيوب شدن و مشهور شدن و بمعنى كهنه گشتن نيز باشد در فرهنگ .

دامن برافشاندن

- كنايه از ترك كردن و اعراض نمودن باشد [ 2 ] . مثالش شيخ سعدى گويد : بيت
از آن جمله دامن برافشاند و گفت * حق از بهر باطل نشايد نهفت
هامش
( 1 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است .
( 1 ) برهان ندارد . ( 2 ) و سفر كردن و كوچ نمودن ( برهان ) .