تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1601

مساهمون:

ص١٦٠١

چسپيدن

- كنايه از ميل كردن و برگشتن باشد .

چار تكبير زدن

- يعنى ترك كردن « 1 » و اين كنايه از نماز جنازه باشد كه بعد از آن مرده را وداع كنند . مثالش خواجهء شيراز گويد : بيت
من همان دم كه وضو ساختن از چشمهء عشق * چار تكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست

چارپهلو « 2 »

- بمعنى سير « 3 » باشد . مثالش شمس فخرى گويد : بيت
بخوان نعمت تو آز چارپهلو شد * ز بسكه خورد مربا و قليه و كولانج

جان پريان

- كنايه از شراب باشد . حكيم خاقانى : [ بيت ]
از پيكر « 4 » گاو آيد در كالبد مرغ * جان پريان كزتن خم يافت رهايى

چارگوشه

- كنايه از تخت باشد . اثير - اخسيكتى گويد : بيت
آن را كه چارگوشهء عزلت ميسرست * گو نوبه پنج زن كه شه هفت كشورست
و گاهى بر تابوت نيز اطلاق كنند چنان كه شيخ نظامى گويد : [ بيت ]
در گوشه نشست و ساخت توشه * تا كى رسدش چهاركوشه [ 1 ]

جامهء خورشيد

- كنايه از زمين و برگ درختان . شيخ نظامى گويد : [ بيت ]
ابر بباغ آمد بازىكنان * جامهء خورشيد نمازىكنان
و غبارى كه آفتاب را بپوشد نيز گويند [ 2 ] .
هامش
( 1 ) - « س » : چار تكبير زدم . . . كردم . ( متن از « غ » است ) . ( 2 ) - « س » : چهارپهلو . ( متن از « غ » است ) . ( 3 ) - « س » : سيرا . ( متن از « غ » است ) . ( 4 ) - « س » : بيكر .
( 1 ) اين مثال چهارگوشه است و البته در كنايه از تابوت . ( 2 ) و ابر و باصطلاح سالكان بدن آدمى چه جسم لباس جان است و مردمك ديده را نيز گفته‌اند . ( برهان ) .