تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1599

مساهمون:

ص١٥٩٩
بيت
كنون از تنگدستى چشم پيشم * كه شرمست از هواخواهان خويشم

جامه در دندان گرفتن « 1 »

- كنايه از گريختن و فرار نمودن باشد [ 1 ] . مثالش حكيم انورى : بيت
من ندانم كه جامه در دندان * ز انتقامش چگونه خواهى رست

جا گرم كردن « 1 »

- كنايه از آرام گرفتن باشد [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد : بيت
از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز

چهارميخ كند « 2 »

- يعنى عمل لواط كند [ 2 ] .

چار طاق

- قسمى از عمارت و در فرهنگ كنايه از خيمهء چهارگوشه [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت
فلك بر زمين چارطاق افكنش * زمين بر فلك پنج « 3 » نوبت زنش

چشمه بماهى شدن

- كنايه از رفتن آفتاب ببرج حوت باشد .

چشم گرم كردن

- كنايه از خوابيدن سبك باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت
فرود آمد از بارگى شاه نرم * بدان تا كند برگيا چشم گرم

جوز بر گنبد افكندن

- كنايه از كار بيحاصل كردن باشد . شيخ نظامى : بيت
چو عاجز شدند اندران تاختن * وزان جوز بر گنبد انداختن

چهارهفته

- با راى موقوف . يعنى ناچيز كذا فى المؤيد .

جفتى كردن

- كنايه از مباشرت كردن بود
هامش
( 1 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است . ( 2 ) - « غ » : چارميخ كند . ( 3 ) - « س » : سح .
( 1 ) در برهان جامه بدندان گرفتن آمده است . ( دامن بدندان كردن . دامن بدندان گرفتن ) . ( 2 ) برهان ندارد . ( 3 ) و برهان معنى اول را ندارد و بمعنى خيمهء مطبخ و عناصر اربعه نيز آورده است .