بيت
كنون از تنگدستى چشم پيشم * كه شرمست از هواخواهان خويشم
جامه در دندان گرفتن « 1 »
- كنايه از گريختن و فرار نمودن باشد [ 1 ] . مثالش حكيم انورى :
بيت
من ندانم كه جامه در دندان * ز انتقامش چگونه خواهى رست
جا گرم كردن « 1 »
- كنايه از آرام گرفتن باشد [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى فرمايد :
بيت
از آن سرد آمد اين كاخ دلاويز * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز
چهارميخ كند « 2 »
- يعنى عمل لواط كند [ 2 ] .
چار طاق
- قسمى از عمارت و در فرهنگ كنايه از خيمهء چهارگوشه [ 2 ] . مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
فلك بر زمين چارطاق افكنش * زمين بر فلك پنج « 3 » نوبت زنش
چشمه بماهى شدن
- كنايه از رفتن آفتاب ببرج حوت باشد .
چشم گرم كردن
- كنايه از خوابيدن سبك باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد :
بيت
فرود آمد از بارگى شاه نرم * بدان تا كند برگيا چشم گرم
جوز بر گنبد افكندن
- كنايه از كار بيحاصل كردن باشد . شيخ نظامى :
بيت
چو عاجز شدند اندران تاختن * وزان جوز بر گنبد انداختن
چهارهفته
- با راى موقوف . يعنى ناچيز كذا فى المؤيد .
جفتى كردن
- كنايه از مباشرت كردن بود
هامش
( 1 ) - اين تركيب و شرح آن از « غ » است .
( 2 ) - « غ » : چارميخ كند .
( 3 ) - « س » : سح .
( 1 ) در برهان جامه بدندان گرفتن آمده است . ( دامن بدندان كردن . دامن بدندان گرفتن ) .
( 2 ) برهان ندارد .
( 3 ) و برهان معنى اول را ندارد و بمعنى خيمهء مطبخ و عناصر اربعه نيز آورده است .