تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1560

مساهمون:

ص١٥٦٠
ميل آهنين كه بر زير تنور نهند و بريان از آن آويزند آمده .

يماك

- نام پادشاهى باشد - - و مثالش در بيت يلاق گذشت - - .

يارك

- مصغر يار - و نيز پوستى كه بر شتر بچه پيچيده باشد چون بزايد [ 1 ] . كذا فى المؤيد .

مع الكاف الفارسى

ينگ

- [ به وزن چنگ ] در نسخهء وفائى جانورى است كه در ميان گياه باشد و برنگ زرد بود . مثالش حكاك گويد : بيت
بماندستم چون ينگ به خانه در دل تنگ * ز سرما شده چون نيل سر و روى پرآژنك
و در مؤيد و نسخهء ميرزا بمعنى شكل و مانند و طور نيز آمده [ 2 ] . مثالش سيد ذو الفقار : [ بيت ]
هنر پناها گرچه سخنوران هستند * شناسى آنكه سخن كس نپرورد « 1 » زين ينگ

مع اللام

يل

- [ بفتح ياء ] يعنى مبارز و شجاع . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت « 2 »
كنون چنبرى گشت پشت يلى * نتابد همى خنجر كابلى
و در تحفه بمعنى رهاكرده و مطلق العنان نيز آمده و حسين وفائى بمعنى چيزى كه از چيزى نو بزايد و دلى كه از انديشه فارغ باشد آورده .

يال

- بازو و بن گردن باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت
سپهبد بر و يال جنگى گرفت * برآورد و زد بر زمين اى شگفت
هامش
( 1 ) - بجز « غ » : پرورد . ( 2 ) - كلمه از « ن » است .
( 1 ) سلامى ( عربى ) . و در برهان معنى بچه‌دان ( مشيمه عربى ) و نوعى خوانندگى كه رندان و اوباشان بدخشان كنند نيز دارد . ( 2 ) و قاعده و قانون و رسم و آيين و بمعنى تمكين و وقار هم هست . ( برهان ) .