بيت
بجز فراز سپهر سرور پاى منه * بجز بسوى زنخدان ساده دست مياز
و بخاطر مىرسد كه ياز بمعنى بالنده و درازشونده مطلقا و بمعنى امر به اين معنى و پيماينده « 1 » نيز آمده چنان كه گويند : ديرياز و دورياز [ 1 ] . مثالش حكيم فردوسى فرمايد :
[ بيت ]
بايوان شاهى شب ديرياز * بخواب اندرون بود با ارنواز
و بمعنى قصد و آهنگ نيز آمده [ 2 ] . مثال معنى اخير هم او [ 3 ] گويد :
[ بيت ]
كنون از گذشته مكن هيچ ياد * سوى آشتى ياز با كيقباد
يوز
- معروف [ 4 ] . و ديگر بمعنى جوينده و طلبكننده باشد . مثال معنى اول شيخ سعدى گويد :
[ بيت ]
مر آن مرد كندست دندان يوز * كه مالد زبان بر پنيرش دو روز
مثال معنى دوم شمس فخرى گويد :
[ بيت ]
ز هفت حصن فلك پنجمين شود خالى * چو شه بميدان رو آورد مبارز يوز
و حكيم فردوسى نيز گويد :
[ بيت ]
ز بهر طلايه يكى كينهتوز * فرستاد با لشكر رزميوز
و بمعنى امر بجستن نيز آمده .
يغماناز
- نام دختر خاقان كه در حبالهء بهرام گور بود . هفت پيكر :
بيت
دخت خاقان بنام يغماناز * فتنهء چين و لعبتان طراز
يكنداز
- يكى از اقسام تير چون سكون ( ؟ ) و
هامش
( 1 ) - « س » : نمودن .
( 1 ) - در برهان معنى ارش نيز دارد .
( 2 ) و قصدكننده و ارادهكننده و امر به اين معنى هم هست يعنى ببال و دراز كن و اراده نماى و به پيماى ( برهان ) .
( 3 ) يعنى : فردوسى .
( 4 ) جانورى شكارى كوچكتر از پلنگ ( برهان ) . و در برهان معنى سگ تولهء شكارى نيز دارد كه كبك و تيهو و دراج و امثال آن را به قوت حاسه پيدا كند و از سوراخ و تراك سنگ و توبهء خار برآرد و نيز بمعنى جستخيز نيز آمده است .