تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1556

مساهمون:

ص١٥٥٦
بيت
بجز فراز سپهر سرور پاى منه * بجز بسوى زنخدان ساده دست مياز
و بخاطر مىرسد كه ياز بمعنى بالنده و درازشونده مطلقا و بمعنى امر به اين معنى و پيماينده « 1 » نيز آمده چنان كه گويند : ديرياز و دورياز [ 1 ] . مثالش حكيم فردوسى فرمايد : [ بيت ]
بايوان شاهى شب ديرياز * بخواب اندرون بود با ارنواز
و بمعنى قصد و آهنگ نيز آمده [ 2 ] . مثال معنى اخير هم او [ 3 ] گويد : [ بيت ]
كنون از گذشته مكن هيچ ياد * سوى آشتى ياز با كيقباد

يوز

- معروف [ 4 ] . و ديگر بمعنى جوينده و طلب‌كننده باشد . مثال معنى اول شيخ سعدى گويد : [ بيت ]
مر آن مرد كندست دندان يوز * كه مالد زبان بر پنيرش دو روز
مثال معنى دوم شمس فخرى گويد : [ بيت ]
ز هفت حصن فلك پنجمين شود خالى * چو شه بميدان رو آورد مبارز يوز
و حكيم فردوسى نيز گويد : [ بيت ]
ز بهر طلايه يكى كينه‌توز * فرستاد با لشكر رزم‌يوز
و بمعنى امر بجستن نيز آمده .

يغماناز

- نام دختر خاقان كه در حبالهء بهرام گور بود . هفت پيكر : بيت
دخت خاقان بنام يغماناز * فتنهء چين و لعبتان طراز

يكنداز

- يكى از اقسام تير چون سكون ( ؟ ) و
هامش
( 1 ) - « س » : نمودن .
( 1 ) - در برهان معنى ارش نيز دارد . ( 2 ) و قصدكننده و اراده‌كننده و امر به اين معنى هم هست يعنى ببال و دراز كن و اراده نماى و به پيماى ( برهان ) . ( 3 ) يعنى : فردوسى . ( 4 ) جانورى شكارى كوچكتر از پلنگ ( برهان ) . و در برهان معنى سگ تولهء شكارى نيز دارد كه كبك و تيهو و دراج و امثال آن را به قوت حاسه پيدا كند و از سوراخ و تراك سنگ و توبهء خار برآرد و نيز بمعنى جست‌خيز نيز آمده است .