و تمام و همه « 1 » . و بمعنى ناگهان و تنها نيز آمده در مؤيد . مثال معنى اول خلاق گويد :
بيت
درختان در آن ماه برفى « 1 » كه خوردند * در اين ماه كردند يكسر شكوفه
ياور
- دو معنى دارد : اول بمعنى يارىده و معاون باشد مثالش شيخ سعدى گويد :
[ بيت ]
گر از سعد زنگى مثل ماند ياد * فلك ياور سعد بو نصر باد
دوم در فرهنگ بمعنى دستهء هارون نيز آمده . مثالش نزارى قهستانى :
[ بيت ]
قدر از سر گرز او ساخت ياور * قضا از سر خصم او كرد هاون
يار
- دو معنى دارد : اول مصاحب و رفيق باشد [ 2 ] ؛ دوم بمعنى دستهء هارون باشد و ياور نيز گويند - - و گذشت - - مثال معنى اول شيخ سعدى :
بيت
اى خواجه برو بهرچه دارى * يارى بخر و به هيچ مفروش
مثال معنى دوم نزارى گويد :
[ بيت ]
رمحش چو مار و سينهء دشمن مقر او * گرزش چو يار و كلهء دشمن چوهاونست
و هم او [ 3 ] گويد :
[ بيت ]
ز برق تيغ روشن شد شب تار * سر دشمن چو هاون گرز چون يار
مع الزاء
ياز
- در نسخهء وفائى آمده كه : درختى كه ببالد گويند : يازيد و كسى چون دست به چيزى دراز كند گويند : يازيد . و شمس فخرى فرمايد كه . ياز و يازيدن دست بسوى چيزى دراز كردن باشد و گفته :
هامش
( 1 ) - « الف » : « س » برقى ؛ « غ » : سبزء . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 1 ) برهان اين معنى را ندارد .
( 2 ) بمعنى آشنا هم گفتهاند ( برهان ) .
( 3 ) يعنى : نزارى .