فاريابى فرمايد :
بيت
چو خنجر تو همه ابر رحمتست چرا * هزار صاعقه در جان همگنان افكند
و همگان نيز گويند چنان كه حكيم فرخى گويد :
بيت
مرمرا حاجت آمدست امروز * بسخن گفتن شما همگان
هنگين « 1 »
- [ به وزن رنگين ] يعنى پرزور و صاحب قدرت [ 1 ] . مثالش شيخ آذرى گويد :
بيت
شعر پرمغز بايد و هنگين * پوست هرگز مباش گو رنكين
همان « 1 »
- [ بفتح ها و واو ] نام كوهى است كه ايرانيان به آن ملتجى شده بودند . مثالش حكيم قطران گويد :
بيت
بيچاره عدو بر تو كند زور بچاره * گر كوه هماون بتوان سود بهاون
هميدون
- در نسخهء حسين وفائى همچنين باشد و در شرفنامه بمعنى هماكنون آمده [ 2 ] .
بمعنى اول حكيم لامعى جرجانى گويد :
نظم « 2 »
ز روم امسال با اقبال و فيروزى و فتح آمد * هميدون سال ديگر با سرور از قندهار آيد « 3 »
هين
- بمعنى بشتاب باشد . و سيل را نيز هين گويند . بهر دو معنى شمس فخرى گويد :
شعر
بدرگه تو سعادت بتاب مىآيد * بديد دولت و گفتش مكن توقف هين
ز زندگى چه تمتع برد عدو چون او * اساس عمر نهادست بر گذرگه هين
و در تحفه بمعنى گفتن نيز آمده . اما او درين قول منفردست [ 3 ] .
هيناهين
- شتابزدگى باشد . مثالش حكيم انورى گويد :
بيت
رخنهاى كرد نظم حال مرا * در چنان داروگير و « 4 » هيناهين
هامش
( 1 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » است .
( 2 ) - كلمه از « ن » است .
( 3 ) - « س » : آمد .
( 4 ) - واو از « ن » است .
( 1 ) برهان ندارد .
( 2 ) برهان گويد مخفف « هم ايدون » است يعنى همين دم و همين ساعت و همچنين و همينجا و هماكنون و همين نفس و معنى بيك ناگاه نيز دارد .
( 3 ) برهان گويد بمعنى اين و اينك باشد و به عربى هذا گويند و كلمهايست بمعنى بشتاب كه در محل تأكيد و امر گويند يعنى زود باش و بشتاب .